گزارشی از دومین جلسه دادگاه نجفی / وکیل مقتول: آقای نجفی نوک مداد را که نشکاندید، یک زن را کشتید / پسر میترا استاد: تقاضای قصاص دارم / نجفی: اتهام قتل عمد را قبول ندارم

دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد همسر دوم شهردار پیشین تهران صبح امروز چهارشنبه ۲۶ تیرماه به صورت علنی در سالن اجتماعات امام خمینی (ره) به ریاست قاضی محمدی کشکولی رئیس شعبه نهم دادگاه کیفری یک تهران برگزار شد. به گزارش میهن نوین به نقل از خبر فوری در اولین جلسه رسیدگی به

کد خبر : 19908
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸ - ۱۱:۳۷
گزارشی از دومین جلسه دادگاه نجفی / وکیل مقتول: آقای نجفی نوک مداد را که نشکاندید، یک زن را کشتید / پسر میترا استاد: تقاضای قصاص دارم / نجفی: اتهام قتل عمد را قبول ندارم

دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد همسر دوم شهردار پیشین تهران صبح امروز چهارشنبه ۲۶ تیرماه به صورت علنی در سالن اجتماعات امام خمینی (ره) به ریاست قاضی محمدی کشکولی رئیس شعبه نهم دادگاه کیفری یک تهران برگزار شد.

به گزارش میهن نوین به نقل از خبر فوری در اولین جلسه رسیدگی به این پرونده در روز شنبه ۲۲ تیرماه قاضی محمد شهریاری سرپرست دادسرای جنایی تهران و نماینده دادستان، کیفرخواست پرونده محمدعلی نجفی متهم پرونده را قرایت کرد و گفت که اعتقاد نجفی به مهدورالدم بودن میترا استاد بوده است. سپس مطلعین پرونده از جمله زهرا نجفی (دختر نجفی) و علیرضا ببری(داماد نجفی) و فرهاد آقازاده (راننده نجفی) و معصومه رشیدیان خبرنگار انصاف نیوز به بیان توضیحاتی پرداختند.

شنیده‌ها حاکی از آن است که پیش از جلسه امروز، نجفی یکی از وکلای خود یعنی محمود علیزاده طباطبایی را عزل کرده است.

داماد نجفی این خبر را تایید کرده و درباره دلایل آن سکوت کرده است.

علیزاده طباطبایی هم با تایید خبر عزل خود، نسبت به پایان خوش پرونده ابراز امیدواری کرده است.

همچنین امروز قرار بود اولیای دم میترا استاد یعنی پدر و مادر او که در جلسه پیش حضور نداشتند در این جلسه به دادگاه بیایند.

به گفته خبرنگاران حاضر در جلسه اما لحظاتی قبل از اولیای دم تنها فرزند میترا استاد به همراه برادر میترا استاد در دادگاه حاضر شدند.

یک انسان را کشتید

در ابتدای جلسه دادگاه قاضی کشکولی با اشاره به اینکه این دادگاه با مجوز ریاست قوه قضاییه به صورت علنی برگزار می شود و انتشار مطالب آن بر اساس ماده ۳۵۲ آیین کیفری با محدودیت های پیش بینی شده آزاد است، گفت: مطالبی در فضای مجازی از دادگاه اول منتشر شد که به روایت خبرنگاران حاضر در جلسه بود بنابراین مواردی را متذکر می شوم. بر اساس ماده ۳۵۴ آیین دادرسی افرادی که در نظم دادگاه اختلال ایجاد کنند، قاضی می تواند آنها را اخراج کند و یک تا ۷ روز حبس محکوم کند.

در ادامه پس از رسمیت دادگاه، رئیس دادگاه از وکلای اولیای دم درخواست کرد در صورتی که مطلبی دارند بیان کنند که حاجی لویی یکی از وکلای میترا استاد گفت: آقای رئیس در جلسه قبل مواردی در پرونده بیان شد که باعث حواشی شد؛ متاسفانه بعد از جلسات دادگاه عنوان مهدورالدم بودن مقتول تیتر همه روزنامه ها شد و آبروی خانواده و اولیای دم خدشه دار شد.

وی افزود: متهم ناجوانمردانه مواردی را در دفاعیات خود اعلام کرد که باعث خدشه دار شدن آبروی این خانواده شد این دفاعیات متعارف و متناقض لاجرم در کیفرخواست خوانده شد. متهم در دفاعیات خود گفته بود مقتول وارد زندگی من شد من اشتباه کردم که با ایشان ازدواج کردم اما از اینکه چگونه نظامات را زیر پا گذاشت به قید فوریت در دفتری در مهرشهر کرج ثبت شود را در دفاعیات خود نیاورد. طلاق حق مرد است، می‌گوید ایشان (میترا استاد) طلاق نگرفت همه می‌دانیم حق طلاق با مرد است حق و حقوقش را می‌پرداختید و می‌توانستید وی را طلاق بدهید، ایشان می‌گوید کشتم اشتباه کردم.

وکیل مقتول ادامه داد: آقای نجفی! نوک مداد را که نشکاندید، جان یک زن مسلمان را گرفتید؛ اینجا صحنه سیاست نیست که هر اشتباهی کنید و استعفا کنید و کنار بکشید. محکمه عدالت است مرتکب قتل شدید. در دفاعیات عنوان کردید میترا استاد پرستو بوده و با نهادهای امنیتی همکاری می‌کرد.

در میانه سخنان وکیل استاد قاضی کشکولی سخنان وی را قطع کرد و گفت: بر اساس آیین نامه دادرسی نظم دادگاه را رعایت کنید و مطالبی که بر خلاف حقوق شهروندی است را بیان نکنید و با نزاکت و ادب دفاعیات خود را مطرح کنید. استفاده از کلمه ناجوانمردانه در شان دادگاه نیست.

قاضی ادامه داد: از مستشار خود آقای ترابی می‌خواهیم مجددا مفاد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری ر ا قرائت کند. شما باید حقوق شهروندی را رعایت کنید، استماع الفاظ ناجوانمردانه در شان دادگاه نیست.

ترابی مجددا مفاد مواد ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری را قرائت کرد.

در ادامه بررسی جلسه دادگاه، حاجی‌لویی با بیان اینکه پیشتر گفته شده بود خانم میترا استاد پرستو است، گفت: آقای نجفی گفته بود ایشان پرستو بوده و می‌خواسته اطلاعات شخصی مرا به خبرنگار بدهد. از طرفی اولیای دم می‌گوید، شما ۴۰ سال است در پست‌های سیاسی بوده‌اید از ما بهتر می‌دانید نهاد اطلاعاتی، اطلاعات را طبقه‌بندی می‌کند و کار خبرنگار انتشار اخبار است. البته ما می‌دانستیم خانم استاد چه چیزی می‌خواسته به آن خبرنگار بگوید و مطالبی را که آقای نجفی می‌گوید، از سوی وکیل معزول‌شان به ایشان یاد داده شده است.

وی افزود: آقای نجفی گفته بود، چون مهدورالدم است، او را کشتم اما بعد حرف خود را پس گرفت و گفت قصد من کشتن ایشان نبود. وکیلشان به آقای نجفی بگویند که این دو موضوع قابل جمع نیست.

قاضی کشکولی در واکنش به سخنان این وکیل گفت: صحبت‌هایتان خطاب به دادگاه باشد.

در ادامه حاجی‌لویی با بیان اینکه این موارد گفته شده از سوی نجفی، در لوایح وکیل معزول‌شان نوشته شده بودف خطاب به متهم اظهار داشت: در محضر دادگاه اعتراف کنید مرتکب قتل عمدی شدید و تقاضای بخشش کنید.

قاضی بار دیگر خطاب به وکیل اولیای‌دم گفت: در چارچوب کیفرخواست، دلایل اتهامی را بگویید.

وکیل اولیای‌دم میترا استاد ادامه داد: به علت شرایط نامناسب اوضاع روحی، والدین میترا استاد در دادگاه حضور ندارند البته ایشان گله‌مند هستند چرا در این مدت، نجفی به پسر میترا استاد سر نزده است. این پسر مادر خود را عریان و در آن حالت دیده، حالا چطور می‌تواند زندگی کند؟ او مادری که با سلاح جنگی کشته شده است را دیده است.

وی افزود: خانواده مقتول حق و حقوق خود را مطالبه کرده‌اند اما آقای نجفی ماشین خود را فروخته بود و از طریق خانواده، پول از حساب ایشان برداشته شده تا پولی به خانواده مقتول نرسد.

حاجی‌لویی تصریح کرد: آقای نجفی بگوید این موارد اتهامی اصالتاً و یا وکالتاً مطرح شده تا در این صورت حق شکایت و افترا برای اولیای‌دم محفوظ باشد.

تقاضای قصاص دارم

در ادامه قاضی محمدی کشکولی در رابطه با عدم حضور اولیای‌دم در دادگاه گفت: در رابطه با یکی از وکلای آقای نجفی باید بگویم آقای علیزاده به درخواست نجفی، عزل شده و در دادگاه حضور ندارد. اولیای‌دم هم آقای مهیار صفری و ولی ایشان، جهانشاه صفری در دادگاه حضور دارند.

وی خطاب به اصحاب رسانه گفت: به درخواست آقای مهیار صفری فرزند مقتول، عکسی از ایشان با توجه به شرایط سنی منتشر نشود.

در ادامه ولی مهیار صفری به اذن قاضی در جایگاه حضور یافت و به معرفی خود پرداخت.

وی گفت: بنده جهانشاه صفری، ولی مهیار صفری، فرزند خانم میترا استاد هستم.

صفری افزود: فرزند من متولد ۱۱ شهریور ۸۲ است و ۱۵ سال سن دارد.

قاضی کشکولی خطاب به ولی فرزند مقتول گفت: به موقع از شما تحقیق خواهم کرد.

سپس مهیار صفری فرزند میترا استاد به اذن قاضی در جایگاه حضور یافت و به سؤالات محمدی کشکولی پاسخ داد.

وی خطاب به این فرد خواست تا خود را معرفی کند.

فرزند میترا استاد با حضور در جایگاه گفت: من مهیار صفری، متولد ۸۲/۶/۱۱، فرزند جهانشاه صفری و با تحصیلات سیکل هستم.

وی در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه در رابطه با قتل مادرتان شکایتی دارید؟ اظهار داشت: بله تقاضای قصاص خون مادرم را دارم.

قاضی از وی خواست که مشاهدات خود را از روز حادثه و صحنه قتل بگوید.

فرزند میترا استاد در بیان جزئیات روز حادثه گفت: ساعت ۹ صبح از خانه خارج شدم و ساعت ۱۲ به خانه رفتم و دیدم دو فرد غریبه آنجا هستند. اول فکر کردم واحد را اشتباه آمدم، اما بعد دیدم درست است. در نهایت به کمک آقازاده، وارد حمام شدم و مادرم را در داخل حمام دیدم.

وی در واکنش به سؤال قاضی مبنی بر اینکه آیا می‌توانید مشاهدات خود را از صحنه قتل بگویید؟ سکوت کرد و با توجه به شرایطش نتوانست پاسخ دهد.

نجفی و مادرم اختلاف داشتند

فرزند مقتول در پاسخ به این سؤال قاضی محمدی کشکولی مبنی بر اینکه آیا آقای نجفی با مادرتان اختلاف داشت؟ گفت: بله کمابیش اختلاف داشتند و بارها آقای نجفی با اسلحه مادرم را تهدید کرده بود و گفته بود با همین اسلحه، تو را می‌کشم.

قاضی خطاب به این فرد گفت: نجفی کِی مادر شما را تهدید کرده بود؟

فرزند مقتول گفت: دو روز قبل از حادثه تهدید کرده بود.

وی در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه آیا شما اسلحه را دیدید؟ گفت: من اسلحه را ندیدم.

قاضی خطاب به این فرد گفت: پس چطور فهمیدید اسلحه وجود دارد؟

مهیار صفری در پاسخ گفت: نجفی گفته بود اسلحه را خانه همسر اولش نگه داشته است.

قاضی گفت: مستند شما چیست؟

صفری پاسخ داد که صحبت‌های خود آقای نجفی.

فرزند مقتول در واکنش به این سؤال قاضی مبنی بر اینکه چه ضرورتی داشت آقای نجفی این را بگوید؟ به سکوت اکتفا کرد.

صفری در پاسخ به این سؤال قاضی مبنی بر اینکه آیا آن روز امتحان داشتی؟ گفت: بله ساعت ۸:۳۰ بیدار شدم و ۹:۰۵ از خانه خارج شدم. آقای نجفی من را بیدار کرد و با تندی و عصبانی به من گفت بلندشو و برو مدرسه‌ات دیر شده است.

وی در پاسخ به این سؤال قاضی مبنی بر اینکه شب قبل از حادثه، اختلافی بین نجفی و مادرتان بود؟ گفت: ساعت ۹:۳۰ بحث شروع شد و تا ۲:۳۰ ادامه داشت.

قاضی خطاب به این فرد گفت: آیا کسی هم در منزلتان بود؟

فرزند مقتول پاسخ داد: بله دایی‌ام به دعوت مادرم برای دورهمی تا ساعت ۱۲ در خانه ما بود.

قاضی از صفری پرسید که آقای نجفی گفته مادرتان چندین‌بار شما را بیرون کرده است، آیا این درست است؟

وی پاسخ داد: بیرون نکرده، من با مادرم دعوا نکردم و با هم خوب بودیم.

پدر مهیار صفری نیز گفت: با توجه به اینکه پسرم تقاضای قصاص دارد ما هم تقاضای قصاص داریم.

در ادامه قاضی اتهامات محمدعلی نجفی را به او تفهیم کرد و از او خواست از خود دفاع کند.

اتهام قتل عمد را به هیچ عنوان قبول ندارم

در ادامه جلسه دادگاه نجفی با حضور در جایگاه و پس از معرفی خود در پاسخ به سوال قاضی درباره اینکه آیا اتهامات خود را قبول دارید یا خیر؟ در دفاع از خود گفت: آنچه که اتفاق افتاده را قبول دارم و توضیح می‌دهم اما اتهام قتل عمد را به هیچ عنوان قبول ندارم و دلایل خود را عرض می کنم.

وی گفت: خدمت ریاست محترم دادگاه و مستشاران و حضار محترم عرض سلام دارم و تشکر می کنم از این وقتی که به من دادید. در ابتدای سخن می‌گویم از این حادثه دردناک بنده هم بسیار متاثر هستم و مجدداً به خانواده استاد تسلیت عرض می‌کنم.

وی افزود: امیدوارم آنچه اینجا می‌گویم موجب روشن تر شدن ماجرا شود تا قضات بتوانند بر اساس شرع و قانون حکم عادلانه ای صادر کنند.

این متهم تاکید کرد: هدف بنده فقط روشن شدن حقایق است و تا یک حدی خودم را در این قضیه مقصر می‌دانم و امیدوارم خداوند از تقصیر و گناهی که از سوی من به وقوع پیوسته من را مورد رحمت قرار دهد. من در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیکی نداشتم.

در ادامه نجفی با بیان اینکه بخش هایی از کیفرخواست که توسط نماینده دادستان خوانده شد غیردقیق بود گفت: همچنین سخنان وکیل خانواده که با تذکر قاضی پرونده همراه بود و اینکه وکیل خانواده مرحومه حق توهین و یا طعنه در خصوص دوران وزارت من در آموزش و پرورش را ندارند، همچنین مطالبی توسط جناب آقای مهیار مطرح شد که دقیق نبود البته با توجه به شرایط روحی و خانوادگی آن را درک می کنم.

نجفی تاکید کرد: هیچ گاه مرحومه را به قتل تهدید نکردم، اما لازم است در خصوص این ماجرا تاکید کنم موضوعی که در کیفرخواست اشاره شد در ابتدای نامه تکید کرده بودم که نمی خواهم این نامه عمومی شود و از بستگان نیز تعداد معدودی می خواهم از مطالب نامه مطلع شوند. نماینده محترم دادستان که تجربه فراوانی در این موضوع دارند بخش هایی از نامه را قرائت کردند اما اگر قرار بود برای اثبات قتل عمد این موضوع مطرح شود باید موارد در جلسه غیرعلنی مطرح می شد، زیرا در این نامه برخی موارد دقیق نیست و راضی نبودم موارد مطرح شده در آن علنی شود.

نجفی در ادامه به تاریخچه رابطه خود و میترا استاد پرداخت و گفت: ما در ۸ اردیبهشت سال ۹۷ عقد دائم کردیم و هفت ماه قبل از آن عقد موقت و محرم هم بودیم. در زمان عقد موقت به دلیل مشغله کاری فرصت مطرح کردن بعضی از مسائل مهم از جانب دو طرف وجود نداشت و مسائل به صورت اجمالی مطرح شد و زمانی که عقد دائم اتفاق افتاد به این دلیل راضی نبودم که با عجله این کار را انجام دهیم که به نظر می آمد از لحاظ مبنای اعتقادی و فرهنگی فاصله زیادی داریم و نیاز به شناخت بیشتر است همچنین عمل جراحی سختی را پیش رو داشتم که دکتر معالج اعلام کرده بود یک ماه نباید هیچ گونه فعالیتی داشته باشم اما ایشان به دلایلی تعویق در عقد دائم را نپذیرفتند و متاسفانه پس از ازدواج دائم اختلافات سر باز کرد و نتوانستیم در بحث و گفتگوها به نقطه مشترکی برسیم و سوءتفاهم ها و سوءبرداشت ها نیز دامن زده شد و مسائل ما را حاد تر کرد و از حدود شش ماه قبل به این نتیجه رسیدم که زندگی مشترک ما با این عمق از اختلافات و انتظار ایشان به نتیجه نمی رسد و پیشنهاد طلاق توافقی را مطرح کردم و درخواست کردم طی دو سه ماه مهریه ایشان که رقم بالایی بود را بپردازم.

این متهم افزود: یک ماه قبل از حادثه به من گفت حق نداری راجع به طلاق حرف بزنی و ارتباطم بیشتر با برادرش بود که اکنون در جلسه حاضر است اما مرحومه تاکید داشت که نه با من و نه با کس دیگری در مورد طلاق حرف نزنم. یک هفته قبل از حادثه تصمیم گرفتیم به خانه بزرگتری برویم و حتی روز اسباب کشی جر و بحث بالا گرفت و رابطه سرد بود. حتی شب قبل از حادثه برادرش در خانه ما دعوت بود و فهمید رابطه ما سرد است. حتی دید که مطالب دوستانه‌ای بین ما رد و بدل نمی‌شود. پس از رفتن آنها دوباره ناسزاگفتن را شروع کرد و حتی ۴ تا ۵ بار در این مدت برخورد فیزیکی داشتیم، در حالی که در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیکی نداشتم و این اتفاق مرا متاثر و افسرده می‌کرد. سعی کردم جواب ندهم و به بهانه خوابیدن حدود ساعت ۱۱ و نیم شب به اتاق خواب رفتم اما ایشان تا ساعت ۳ نیمه شب نمی‌گذاشت من بخوابم و خشمگین بود و ناسزا می‌گفت. همان حوالی بود که به اتاقش رفت تا بخوابد.

نجفی در مورد روز حادثه گفت: ساعت ۸ صبح بود که بیدار شدم و حدود ۸ و نیم مهیار را بیدار کردم که به مدرسه برود و در طول یکسال سعی کردم وظایف پدری‌ام را انجام دهم. حتی مرحومه جلوی من به خانواده‌اش می‌گفت کارهایی که می‌کند بیشتر و سنگین تر از پدر اصلی‌اش است. ساعت ۹ شده بود که مهیار رفت و ایشان بیدار شد و مجدد ادامه بحث‌های شب قبل را مطرح کرد. خواستم پاسخ ندهم و ساعت ۹ و نیم شده بود که گفت می‌روم به حمام و پس از آن بیرون می‌روم. گفتم کجا؟ گفت خودم می‌دانم. این موضوعی بود که خیلی بین ما بحث شده بود. از آن لحظه به بعد خیلی عصبانی شدم و همه ماجرا دو تا سه دقیقه طول کشید و نفهمیدم چه شد. عصبانیت و خشم مرا فرا گرفت.

اسلحه برای من مجاز بود

نجفی افزود: در مورد نگهداری و غیرمجاز بودن اسلحه بعداً توضیح می‌دهم زیرا مجاز بوده و آنرا تمدید کرده بودم.

وی افزود: پشت سر میترا استاد رفتم. فکر کردم از درب حمام تا وان یک متر فاصله است. فکر می‌کردم ایشان در وان است و می‌توانم بنشینم و با او حرف بزنم و قطعی روی طلاق تصمیم بگیرم. پشت سرش وارد شدم. در کمد نیمه باز و اسلحه آنجا بود. آن را برداشتم و بالش را روی آن گذاشتم تا اسلحه را نبیند و نگران نشود. چون یکبار گفته بود بیا و روش استفاده اسلحه را به من یاد بده. وقتی وارد حمام شدم متاسفانه ایشان وارد وان نشده بود و ما سینه به سینه هم شدیم. بالش را کنار زدم تا اسلحه را ببیند و به او بگویم که کارمان به جای باریک می‌کشد اگر با گفت‌وگو مسایل را حل نکنیم اما ایشان وقتی اسلحه را دید نمی‌دانم چه شد که هول شد. دو دستش را روی شانه من گذاشت، نمی‌خواست مرا هُل دهد اما تعادلم از دست رفت و به عقب رفت و یک گلوله شلیک شد. احتمالاً آن گلوله هم به دیوار خورد. وقتی این اتفاق افتاد، ابتکار عمل از دستم خارج شد. با توجه به اینکه هنوز دستم روی ماشه بود، اسلحه را به سمت بالا بردم تا شلیک نشود، اما ایشان دو دستی، دست راست مرا گرفته بود و حتی من بارها گفتم که دستم را ول کن. فکر می‌کردم سه چهار تیر شلیک شده است اما در آگاهی گفتند پنج تیر شلیک شده است.

وی با بیان اینکه من قصد شلیک نداشتم گفت: من بارها به او گفتم دستم را رها کن اما او این کار را نکرد تا اینکه آخرین تیرها شلیک شد. در مورد اینکه تیر مستقیم یا غیرمستقیم زده شده است، وکیل توضیح می‌دهد اما فکر می‌کنم تیر غیرمستقیم خورده است چون ایشان تا دست مرا رها کرد دیگر تیری شلیک نشد. بعد از آن دیدم ایشان به عقب رفته و به داخل وان افتاده است. بلافاصله اسلحه را جلوی آینه حمام گذاشتم چون شوکه شده بودم. دست به صورت ایشان کشیدم و دیدم حرکتی ندارد. بعد از آن دیدم بالای سینه‌اش سوراخ شده است. چهار، پنج دقیقه بدون حرکت در حمام ایستاده بودم.

نجفی با بیان اینکه پس از حادثه، قصد خودکشی داشتم، تصریح کرد: بعد از آن چند بار قصد کردم خودم را با همان اسلحه بکشم. دوبار هم داخل وان رفتم و کنار او نشستم. بعدها که در مورد خونی شدن شلوار و پایم فکر می‌کردم، نفهمیدم چرا این‌گونه شد اما هر چه فکر کردم، بعداً به نظرم رسید به علت نشستنم در وان بود که شلوارم خونی شده است، چون خونی پاشیده نشده بود.

نجفی ادامه داد: بعد از چند دقیقه از وان بیرون آمدم، در اتاق رفتم و حتی در بالکن رفتم و فکر کردم خودم را از آنجا پرت کنم در نهایت به راننده‌ام زنگ زدم. دو کیف که اسناد خصوصی و مدارک من در آن بود، چون نمی‌دانستم چه اتفاقی ممکن است برایم بیفتد، به راننده گفتم بیاید تا دو کیف را به او بدهم تا او هم به دخترم برساند. بعد از آن بود که به نظرم رسید متنی بنویسم و بخشی از داستان و زندگی مشترکم را برای خانواده‌ام بنویسم.

شهردار اسبق تهران افزود: شش ماه بود که به دستور همسر مرحومم، ارتباطی با خانواده‌ام نداشتم به جز یک تا دو بار تلفنی صحبت کردن آن هم جلوی خود مرحومه، ارتباطی نداشتم.

وی در رابطه با دستنویس پس از حادثه توضیح داد: از روی خطم معلوم است که با عجله نوشته‌ام. مهدورالدم را در دفاعیه ابداً و اصلاً مطرح نکردم. در بازجویی‌ها هم این نکته قابل مشاهده است. بارها بازپرس در دهان من گذاشت که شما مهدورالدم را به کار بردید. احساس‌ کردم خانواده‌ام پس از من ممکن است تحت برخی مشکلات قرار گیرند. به همین دلیل آن نامه را با آن محتوا نوشتم. نامه را در کیف گذاشتم و به راننده دادم.

نجفی در رابطه با سفر خود به استان قم هم گفت: بعد از آن به فکرم رسید به زیارت حضرت معصومه (س) و بر سر مزار پدر وپدر بزرگم بروم. چندین‌مرتبه هم که تحت فشار روحی و مشکلات بودم، به قم می‌رفتم. آن‌بار هم پیش خودم گفتم به قم می‌روم تا آنجا تصمیم بگیرم که خودم را به پلیس معرفی یا خودکشی کنم.

نجفی با بیان اینکه اسلحه را هم با خودم به قم بردم، گفت: با خودم بردم چرا که فکر می‌کردم که اگر خودم را تحویل پلیس بدهم، بهتر است اسلحه همراهم باشد تا نکند که گم و گور شود. همچنین با خودم بردم چون فکر کردم سر مزار پدرم، تصمیم به خودکشی بگیرم.

وی ادامه داد: در کمد کارت حمل سلاح را گذاشته بودم، آن را برداشتم و تازه آنجا بود که فهمیدم تاریخ اعتبار آن تا سال ۹۴ است.

شهردار اسبق تهران خاطرنشان کرد: به ترمینال بیهقی رفتم و با اتوبوس به زیارت رفتم. آنجا تصمیم گرفتم که به تهران برگشته و خود را به آگاهی معرفی کنم. مستقیم هم به آگاهی رفتم. تلفن همراهم را داخل کیفم گذاشته بودم. در نهایت به خانواده‌ام زنگ زدم، دخترم تلفن را جواب داد و من به او گفتم نگران نباشید، حالم خوب است.

وی افزود: پس از اینکه به آگاهی رفتم یکی دو ساعت درباره مسایل اتفاق افتاده صحبت کردم. رییس آگاهی آمد و سلام و علیک کردند. بعد از افطار لباس بازداشتگاه را پوشیدم و بعضی سوال وجواب‌ها انجام شد و شب به پزشکی قانونی رفتیم.

نجفی با اشاره به موضوع قصد قبلی برای انجام قتل، گفت: به هیچ عنوان قصد قتل در ذهن من نبود اما قبول دارم اشتباه کردم که اسلحه را برداشتم و ۵ گلوله شلیک شد. من اگر در فاصله یک متری قصد قتل داشتم و می خواستم او را از بین ببرم یک گلوله کافی بود اما از ۵ گلوله ۴ تا از آن به سقف و دیوار خورده است.

وی افزود: من با اسلحه آشنایی داشتم. زمانی که با شهید چمران در ارتباط بودم و قصد رفتن به لبنان داشتم در کلاس‌هایی در این خصوص شرکت می‌کردم. اینکه ۵ گلوله شلیک شده و ۴ تا به سقف خورده نشان دهنده این است که من با قصد شلیک نکردم بلکه غیرارادی بوده. وقتی او درون وان بود شلیک‌ها متوقف شد اما در برخی رسانه‌ها گفته شده که میترا استاد با ۵ گلوله به قتل رسیده است که ۵ گلوله یعنی هم قتل و هم نفرت و هم غیره هم بوده است.

نجفی با بیان اینکه اصابت‌های گلوله نشان دهنده این است که شلیک‌ها بطور مستقیم نبوده است، گفت: در فضای مجازی این مطالب به طنز می‌آید. سه نفر در بازداشتگاه و یک نفر هم در آگاهی همین مطلب را از من سوال کردند و گفتند شما که آشنایی داشتید چرا یک فرمول دیگری برای این عمل پیدا نکردید. من گفتم که اصلاً قصد قتل نداشتم.

هرگز نگفتم مرحومه پرستو بوده

نجفی همچنین گفت: من هرگز اعلام نکرده‌ام که مرحومه پرستو بوده و کسانی که این موضوع را مطرح کرده‌اند باید جوابگوی این سخنان باشند.

سپس نجفی در ادامه دفاعیات خود گفت: زمانی که در منزل با همسر اولم بودم در جایی اسلحه را پنهان کرده بودم تا کسی آن را نبیند اما همسرم از آن خبر داشت اما بعد که به منزلی که برای آن مرحومه گرفته بودم نقل مکان کردم اسلحه را در بخشی از لباس‌هایی که استفاده نمی‌کردم گذاشته بودم و وقتی به این منزل آمدم آن چمدان را باز نکردم. چمدان را جایی گذاشته بودم روی قفسه و کیف‌ها و وسایل دیگر را روی آن گذاشته بودم. مرحومه چند بار از من پرسی که آیا اسلحه را آورده‌ای که گفتم بله. گفت به من یاد بده که من به تعویق می‌انداختم‌.

نجفی افزود: مرحومه روزی به شوخی گفت یک روز اسلحه را بیاور تا خودمان را بکشیم که من هم به شوخی گفتم تو اول مرا بکش و بعد اگر دلت آمد خودت را هم بکش. در نتیجه آقا مهیار هم کنجکاو بود. من برای اینکه کسی به آن دسترسی نداشته باشد چمدان را در آن قفسه گذاشته بودم. کمدی در اتاق خواب من بود که وسایل خصوصی من در آنجا بود. مرحومه وقتی وسایل را می‌آورد اسلحه وسط لباس‌ها بود. گفت این چیست که گفتم اسلحه است. من نمی‌خواستم که با آن ور برویم. آن را گرفتم و روی یکی از قفسه‌های کمد که کنار قرص‌ها بود گذاشتم. هدفم این بود که دوباره اسلحه را پنهان کنم. آن شب ایشان گفت شام بخوریم. با هم به سمت آشپزخانه رفتیم. من یادم رفت خشاب را بردارم و اسلحه را پنهان کنم. روز درگیری وقتی پشت سر ایشان با حالت خشم رفتم چشمم به اسلحه افتاد و گفتم اسلحه را بردارم و به او بگویم که ما کارمان به جای باریک می‌کشد.

نجفی افزود: امیدوارم توضیحاتم از گمانه زنی‌هایی که به غلط توسط برخی مسئولین و دیگران انجام شده کاسته باشد. من توضیح دادم که این ازدواج بدلیل اینکه با دقت انجام نشده بود من هم مقصر بودم زیرا سنم بیشتر بود و من تجربیات بیشتری داشتم.

نجفی در ادامه با بیان یا رب نظر تو برنگردد، گفت: امیدوارم خداوند از گناهان ما درگذرد و امیدوارم دادگاه تصمیم درستی بگیرد. این مصیبت‌ها ممکن است در زندگی همه پیش بیاید.

در ادامه، قاضی خطاب به وکلای اولیای دم و پسر مرحومه گفت: بر اساس آنچه در دین ما وجود دارد، گذشت باعث کاهش آلام و دردها می‌شود و تأثیرات عمیقی در اجتماع دارد. اینکه با بخشش ما بتوانیم فرصت جبران را فراهم کنیم، بنابراین از وکلا می‌خواهم اگر امکان سازش وجود داشته باشد این کار را انجام دهند، زیرا قصاص نمی‌تواند جبران کننده قتل مقتوله باشد. گذشت در فرهنگ ما ریشه قدیمی دارد و رویه بزرگان دینی ما است.

در ادامه، قاضی به اظهارات نجفی در خصوص اسلحه و نحوه قتل در روز بازپرسی اشاره کرد و پرسید آیا این اظهارات را قبول دارید که نجفی پاسخ داد: از روز اول و دوم تسلطی به خود نداشتم و تجزیه و تحلیل می‌کردم که چه شد این اتفاق رخ داد. در اداره آگاهی از من خواستند با صدا و سیما مصاحبه کنم و اعلام کردند شایعه شده شما فرار کرده‌اید در حالی که مخالف مصاحبه بودم، این موضوع را قبول کردم که به این شایعه پایان داده شود.

وی افزود: وکیل محترم مرحومه اعلام کرده که من از مهدورالدم بودن سخن گفته‌ام که من بارها با پاسخ به این سؤال این موضوع را رد کرده و اگر هم معتقد به این موضوع باشم که نباید خودم حکم قتل را اجرا کنم و هرگز فکر قتل از ذهن من نگذشته بود. اشتباهاتی که کردم در خصوص مجموعه اتفاقاتی است که طی یک سال و نیم گذشته افتاده. در خصوص پول فروختن ماشین موضوعی مطرح شد، من که از ۷ خرداد در زندان بودم و امکان جابه‌جایی پول وجود نداشت.

نجفی ادامه داد: این خودرو نیز فروخته شد تا ۲۰۰ میلیون از پول رهن منزلی که در آن ساکن بودیم پرداخت شود و باقی نیز در بانک است. پس از شوک این اتفاق، از خانواده درخواست کردم که حکم قصاص در خصوص من اجرا شود، شاید احساس بدی که دارم، بعد از اجرای عدالت کاهش پیدا کرده و وجدانم آسوده شود، بنابراین این سخنان را با انگیزه برائت نمی‌گویم اما تأکید می‌کنم با قصد قتل و نقشه قبلی این اتفاق نیفتاده، زیرا در فاصله یک متری نیازی به شلیک پنج گلوله نیست. من حتی نمی‌دانستم یک گلوله به دست ایشان خورده یا اعلام شد پای من زخمی شده که این گونه نبوده و آن زمان واقعاً نتوانستم ذهن خود را برای پاسخ تنظیم کنم.

پرسش و پاسخ از متهم

قاضی محمدی کشکولی خطاب به متهم گفت: شما اگر می گویید نامه را بعد از وقوع حادثه نوشته اید ولی با توجه به اینکه ۶ صفحه بوده و محتوای آن بار حقوقی دارد، مطالب دسته بندی شده است. با آن شرایط روحی و روانی که داشتید چطور این مسائل حقوقی را دسته بندی کردید که نجفی گفت: وقت نداشتم ببینم بار حقوقی دارد یا خیر. ۲۰ دقیقه بعد از حادثه چون نمی دانستم چه شده به نظرم رسید این نامه را جهت اینکه خانواده ام در جریان باشند بنویسم. آنچه به ذهنم رسیده بود را نوشتم. البته من ذهن دسته بندی شده ای دارم. نامه ای هم که به سازمان بازرسی نوشتم مربوط به روز قبل از حادثه است.

نجفی ادامه داد: وقتی راننده ام رسیده بود هنوز نامه تمام نشده بود.

وی در پاسخ به این سوال قاضی مبنی بر اینکه نامه را چه زمانی نگاشته اید؟ اظهار داشت: ما یک خیریه داریم که راننده آن روز در خیریه بود. به او زنگ زدم که بیاید. در آن فاصله شروع به نوشتن نامه کردم. وقتی نامه تمام شد تلفن زدم تا او به بالا بیاید. فکر می کنم حدود ساعت ۱۰ بود که زنگ زدم و ۱۰ و ۳۰ دقیقه نامه تمام شده بود.

وی در پاسخ به سوال قاضی مبنی بر اینکه چقدر طول کشید تا نامه را بنویسید؟ گفت: ۲۰ تا ۲۵ دقیقه؛

قاضی خطاب به متهم تصریح کرد: براساس پرینت مکالمات فرهاد آقازاده راننده شما، شما در ساعت های ۹:۳۶، ۹:۴۶ و ۹:۵۵ در تماس بودید که سه مورد آخر را شما پاسخ ندادید. آیا این زمان ها درست است و گفت بله اما اینکه ۹:۴۶ رسیده باشند، کمی عجیب است. چون از بنیاد تا منزل ما فاصله است.

محمدی کشکولی خطاب به نجفی گفت: زمانی که ایشان تماس گرفته، نامه را تحویل گرفتید ۳۸ دقیقه طول کشیده است.

نجفی در پاسخ به این سوال قاضی مبنی بر اینکه آیا دست نوشته ای داخل منزل تان به جز نامه مذکور بوده است، گفت: بله بعد از نامه یک دست نوشته کوتاه هم نوشتم،

قاضی محمدی کشکولی خواست تا دست نوشته ای که از منزل نجفی کشف شده به رویت وی برسد.

وی پس از خواندن این دست نوشته گفت: این دست نوشته مربوط به بیستم اسفند است و مربوط به مطالبی است که ایشان به من گفتند؛ نجفی در پاسخ به سوال قاضی چرا این دست نوشته روی میز بوده گفت نمی دانم آقای شهریاری از کجا این را پیدا کرده است همسرم صدای من را با موبایل ضبط می کرد اما من این کار را نمی کردم و معمولاً یادداشت هایی می نوشتم و روی آن تاریخ می زدم تا در دعواها به او بگویم شما قبلاً هم این موارد را گفتید.

قاضی از نجفی خواست در مورد دو برگه نامه ای که قبلاً نوشته بود توضیح دهد که وی پاسخ داد این دو برگه را عصر روز قبل نوشتم که یکی از آنها در مورد صندوق ذخیره است و خطاب آن سازمان بازرسی بود دو ساعت و نیم طول کشید.

نجفی افزود: ما تا شب اخر مشغول کارهای زندگی بودیم این در حالی است که همان زمان سازمان بازرسی نامه ای درباره صندوق ذخیره فرهنگیان که من موسسش بودم نوشته بود و من عصرش دو ساعت وقت گداشته بودم که پاسخ نامه را بدهم و روز حادثه روی میز بود.

گزارش پلیس ۱۱۰

در ادامه قاضی به یک مورد گزارش پلیس ۱۱۰ در رابطه با آقای نجفی اشاره کرد و از وی خواست در مورد گزارش تاریخ شانزدهم دی ۹۷ پلیس ۱۱۰ در رابطه با شکایت محمدعلی نجفی از همسرش توضیح دهد که نجفی پاسخ داد: دو بار از درگیری هایمان به این رسید که اورژانس را خبر کردم و مربوط به مواردی بود که بعد از ناراحتی های بعد از دعوا ایشان به صورت سطحی دست شان را با تیغ بریده بودند اورژانس را خبر کردیم و خود اورژانس پلیس را چون گزارش شده بود خودزنی است در جریان گذاشته بود.

نجفی در واکنش به درخواست قاضی مبنی بر اینکه در رابطه با روز حادثه و چه لباسی بر تن داشتید و پس از آن کجا رفتید توضیح داد: فکر می کنم ساعت ۱۲ بود که از خانه خارج شدم تی شرتی هم که شب قبل بر تنم بود داشتم طوسی رنگ بود و پیراهن هم پوشیده بودم بعد از آن کت و شلوار هم بر تن کردم

وی در پاسخ به سوال قاضی مبنی بر اینکه در فیلم های روز حادثه که از آسانسور آپارتمان اخذ شده چیزی در دست شما بوده، در رابطه با آن توضیح دهید؛ نجفی گفت: می خواستم اسلحه را به قم ببرم کیف متعلق به همسر مرحومم را برداشتم و وسیله های داخل آن از جمله وسایل آرایش و … را خالی کردم اسلحه را داخل جانماز پیچیدم و آن را در کیف برزنتی گذاشتم تا آن زمان و تا وقتی به اداره آگاهی رفتم کیف برزنتی در دستم بود که رنگ طوسی داشت.

در ادامه قاضی محمدی کشکولی از عوامل دادگاه خواست فیلم های مربوط به خروج محمدعلی نجفی در داخل آپارتمانی که حادثه در آن رخ داده بود در دادگاه پخش کند.

نجفی ضمن رویت فیلم هایی که در حال پخش بود توضیح داد: در طبقه پارکینگ پیاده شدم و احتمالاً این فیلم مربوط به آسانسور منفی یک است.

وی در پاسخ به این سوال قاضی مبنی بر اینکه آیا فیلم به شما تعلق دارد، گفت: بله، قاضی خطاب به متهم گفت: به چه انگیزه ای به قم رفتید که نجفی پاسخ داد سابقه داشته بعضی وقت ها در حالت های روحی بدی قرار داشته یا مسئولیتی داشتم به قم می رفتم. آن روز هم با این نیت رفتم که علاوه بر زیارت از پدر و پدربزرگم حلالیت طلبیده و سپس تصمیم به انجام کاری کنم.

قاضی محمدی کشکولی خطاب به نجفی گفت: مطالبی را در مورد ورودتان به حرم حضرت معصومه گفتید در این رابطه توضیح دهید که نجفی گفت: وقتی میخواستم وارد صحن شوم آقای جوانی آمد و گفت: تسلیت عرض می کنم آقای نجفی که فهمیدم خبر پخش شده می خواستم وارد حرم شوم که جوان دیگری آمد و گفت: آقای نجفی من به شما ارادت د ارم و می خواهم عکس بگیریم. در تهران دنبال شما می گردند. از این فرد خواستم در رابطه با عکس گرفتن به من تخفیف دهد، سپس به زیارت رفتم ظاهراً آن آقا بدون اطلاع و اجازه بنده از پشت سر و یا از کنار از من عکس گرفته است.

وی در پاسخ به این سوال قاضی مبنی بر اینکه آیا عکس را دیده اید گفت: نه اما آنطور که شنیده ام گویا از پشت از من عکس گرفته اند و مربوط به ساعت ۴.۵ بعدازظهر است.

نجفی در ادامه افزود: بعد از آن جلوی حرم تاکسی سوار شدم و پس از رفتن به مکانی که خطی های تهران قرار داشتند، سوار تاکسی شدم منتظر ماندم تا مسافرگیری راننده کامل شود بعد از آن به تهران آمدم و به اداره آگاهی رفتم. به دلیل اینکه تلفن همراهم داخل کیفی که به راننده ام داده بودم گذاشته بودم از تلفن راننده استفاده کرده و به خانواده ام زنگ زدم و به دخترم گفتم حالم خوب است. نزدیک اداره آگاهی مرکزی بودم که یکی از افسران با موتور من را شناخت و با او به داخل آگاهی رفتم از من پرسید چه چیزی دستت است، گفتم اسلحه همان موقع با هم خشاب را خالی کردیم و اسلحه را به او تحویل دادم.

در ادامه این جلسه در خصوص مجوز سلاح که در اختیار نجفی قرار داشت از وی پرسش شد و از سوی قاضی پرونده اعلام شد، این مجوز از سوی حفاظت اطلاعات ارتش صادر شده است و براساس استعلامات سال ۷۷ به حراست سازمان برنامه و بودجه تحویل داده شده که نجفی در پاسخ به اظهارات قاضی گفت: همانطور که اعلام کردم مجوز اسلحه توسط حراست سازمان های محل خدمتم و سرتیم ها تمدید می شد. این اسلحه هم اگر در سال ۷۷ تعویض شده باشد مدل همان اسلحه ای است که در سال ۶۰ داشتم و احتمالاً به خاطر نواقصی که داشته، جابجا شده که من از آن اطلاعی نداشتم زیرا همیشه حراست و یا سرتیم حفاظت من، این کارها را انجام می دادند.

چرا ۵ تیر شلیک شد؟

در ادامه سرگرد عزتی راد کارشناس اسلحه در خصوص اسلحه مورد استفاده توضیح داد که این نوع اسلحه ۱۳ تیر داشته که ۵ تیر آن شلیک و ۸ تیر در خشاب باقی مانده بود. سلاح در زمان استفاده پر بوده و براساس آزمایشات انجام شده، زمان استفاده آن با زمان شلیک اعلام شده توسط نجفی همخوانی داشته و از سلاح به تازگی استفاده شده است.

در ادامه کارشناس اسلحه نحوه پوکه هایی که داخل حمام کشف شده را توضیح داد که سه پوکه به دیوارها اصابت کرده و به کاشی ها کمانه شده، یک گلوله به طور مستقیم به کمد زیر روشویی برخورد کرده و یک گلوله نیز پس از برخورد به کف دست مقتوله از سینه وی گذر کرده و در پهلوی وی باقیمانده است.

عزتی راد گفت: ما ۴ مدل اصابت اسلحه داریم. مستقیم، غیر مستقیم و کمانه کردن که سه تیر از ۵ تیر که به دیوار اصابت کرده، کمانه خورده بود، یک تیر که از بالش عبور کرده به طور مستقیم بوده و به روشویی برخورد کرده و تیر آخر از دست عبور کرده و با شکستن استخوان های سینه به پهلو رسیده و به صورت غیر مستقیم این تیر برخورد کرده است.

قاضی پرونده خطاب به نجفی گفت: اظهارات کارشناس اسلحه با اظهارات شما در بازپرسی ها همخوانی ندارد که نجفی گفت: مطالبی که کارشناس مطرح کرده ۹۰ درصد آن تأیید حرف های من بود. ۴ تیر از ۵ گلوله به مقتول اصابت نکرده و یک تیر نیز از دست وی به بدن وی رسیده است که نشان می دهد این تیر در درگیری هایی که وجود داشته رها شده و شاید زمانی که دست ایشان روی دست من بوده، ناخواسته این گلوله رها شده باشد زیرا اسلحه را به سمت بالا گرفته بودم و با مرحومه سینه به سینه بودیم.

قاضی پرسید: اگر این تیرها در فاصله کوتاهی شلیک شده چرا اثرات پوکه و باروت بر روی آن نیست که کارشناس اسلحه توضیح داد: در تصاویر موجود از صحنه قتل مشخص است که این بالش رویه آبی رنگی داشته و اثرات باروت بر روی آن وجود داشته در صحنه چند پیراهن پاره شده مردانه وجود دارد که می تواند دلیل درگیری میان این دو باشد.

سرهنگ عزتی راد همچنین شلیک سه گلوله به سقف در فاصله نزدیک را نشان از عدم تعادل متهم دانست و اظهار داشت: احتمالاً این گلوله ها در زمان درگیری شلیک شده و متهم تسلطی در هنگام شلیک نداشته است. بدن مقتول باید ورزشکارانه باشد زیرا این نوع گلوله اگر در فاصله یک متر شلیک شده باشد باید از سمت دیگر خارج می شد و باقی ماندن آن در پهلو نشان می دهد عضلات مقتول عضلاتی مقاوم بوده است.

نجفی در واکنش به این صحبت قاضی مبنی بر اینکه غیر از تقاضای مذکور، مورد دیگری هم داشتید که به مقتول بگویید، گفت: فقط به دنبال این بودم که مشترکا به این نتیجه برسیم که طلاق بگیریم که قاضی در واکنش به این سخن متهم گفت جای طلاق در دفترخانه است نه وان حمام که متهم گفت من فقط می خواستم با او صحبت کنم.

قاضی خطاب به نجفی گفت: عوامل بررسی صحنه جرم، داخل حمام تا لحظه جابه جایی جسد خون نبوده است، بعد دیدند جسد جابه جا شده و خون ریخته در جلوی در اتاق که مورد مشاهده عوامل بررسی صحنه قرار داشت، جهت تشخیص هویت نمونه برداری شد. این خون ها متعلق به چه کسی است، که نجفی پاسخ داد: قطعاً متعلق به آن مرحوم است، چون به من تیری نخورد و خونی ریخته نشد. من دو بار داخل وان شده و کنار او نشستم و حدس می زنم که خون کف حمام مربوط به آخرین گلوله شلیک شده است که از دستان او ریخته و ایشان از پشت سر به داخل وان افتادند.

نجفی در پاسخ به این سؤال قاضی مبنی بر اینکه آیا لباس شما خونی بود، گفت: بله، چون کنار ایشان نشسته بودم. یک مقدار از شلوارکی که پای من بود هم خونی شده بود. بعد از آن جایی که راننده به من گفت پایتان خونی است متوجه شدم.

نجفی در پاسخ به این سؤال قاضی مبنی بر اینکه چه زمانی متوجه شدید همسرتان فوت شده است، گفت: بعد از ۳۰ ثانیه الی یک دقیقه، اسلحه را جلوی آیینه گذاشتم و بعد از آن دستم را روی پیشانی او گذاشتم و دیدم حرکت نمی کند.

در ادامه، کارشناس بررسی اسلحه گفت: نتیجه گاز باروت روی دست مقتول نشان دهنده این است که متوفی نزدیک ایشان بوده و ما به این علت احتمال درگیری را مطرح کردیم. اسلحه را برای تست آرگون فرستادیم و متوجه شدیم جایی که مورد خاصی استفاده شده باشد، مطرح نیست.

وی با طرح این پرسش خطاب به دادگاه گفت: گروه خونی ایشان چیست که متهم پاسخ داد: B+

سابقه خودکشی متهم و مقتول

در ادامه قاضی محمدی کشکولی به سابقه خودکشی متهم اشاره کرد و گفت: طبق پرونده بالینی سابقه خودکشی دارید، علت را در صورت تمایل بیان کنید که نجفی پاسخ داد: مربوط به آبان ۹۷ است. مربوط به همین اختلافات و بحث ها بود و اینکه احساس می کردم راه را به خطا رفتم به این نتیجه رسیدم خودم را تنبیه کنم که موفق نشدم. بعدها برخی از دوستان که به دیدارم آمدند مسائل شرعی خودکشی را گفتند که بسیار ناراحت و پشیمان شدم، علت آنکه آن روز هم خودکشی نکردم همین بوده است.

وی در پاسخ به این سؤال قاضی مبنی بر اینکه با چه وسیله ای اقدام به خودکشی کردید گفت: به یکی از هتل های تهران رفتم و قرص خوردم تا کسی من را پیدا نکند، می خواستم بعد از قرص خوردن، رگ دستم را بزنم اما چون تعداد قرص ها زیاد بود از حال رفتم. بعد از دو روز در هتل چون من را شناخته بودند نگران شده و در اتاق را باز کردند و من را به بیمارستان منتقل کردند.

نجفی در پاسخ به این سؤال قاضی مبنی بر اینکه چهار بریدگی در ساعد دست چپ همسرتان بوده است این موارد ناشی از چه مسائلی بوده، گفت: در زندگی قبلی با همسرشان ایشان سه بار خودکشی کرده بودند که دو بار آن قرص خورده و یک بار اقدام به ضربه زدن به دستشان داشتند.

ختم دادرسی

پس از پایان جلسه سه ساعت و نیمه رسیدگی به اتهامات محمدعلی نجفی، قاضی محمدی کشکولی ادامه رسیدگی به این پرونده را به دوشنبه (۳۱ تیرماه) موکول کرد.

در جلسه بعدی قرار است ادامه دفاعیات متهم، نظر کارشناس اسلحه و ادامه دفاعیات وکلای متهم اخذ شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

logo-samandehi