اگر سعدی رئیس بانک می‌شد

✍️ رضا بابایی 🖊اگر سعدی رئیس بانک می‌شد سعدی، در باب هشتم گلستان(در آداب صحبت)، گفته است: وامش مده آن که بی نمازست گرچه دهنش ز فاقه بازست کو فرض خدا نمی‌گزارد از قرض تو نیز غم ندارد اگر توصیه‌های اخلاقی سعدی به دوستان و دوستدارانش، قانون ‌شود، یک شرط به شروط وام‌های بانکی کشور

کد خبر : 40514
تاریخ انتشار : دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 - 23:23
اگر سعدی رئیس بانک می‌شد

✍️ رضا بابایی

🖊اگر سعدی رئیس بانک می‌شد

سعدی، در باب هشتم گلستان(در آداب صحبت)، گفته است:
وامش مده آن که بی نمازست
گرچه دهنش ز فاقه بازست
کو فرض خدا نمی‌گزارد
از قرض تو نیز غم ندارد
اگر توصیه‌های اخلاقی سعدی به دوستان و دوستدارانش، قانون ‌شود، یک شرط به شروط وام‌های بانکی کشور اضافه می‌شود و متقاضی وام، غیر از چک و سفته و ضامن، باید سند نمازخوانی‌اش را هم برای رئیس بانک بیاورد.

اگر شما سعدی را دوست داشته باشی و به این توصیۀ او نیز در زندگی شخصی‌ات عمل کنی، اما آن را قانونی مناسب برای بانک‌های کشور ندانی، نسبت به ادبیات، سکولاری؛ چون آن را به سیاست و کشورداری گره نزده‌ای.

از سایر علوم و فنون هم می‌توان مثال‌هایی آورد. مثلا پزشکان دشمن سیگارند؛ اما اگر پزشکی، رئیس جمهور یا وزیر بهداشت شد، سیگار را ممنوع نمی‌کند؛ چون ممنوعیت سیگار، لوازم و توابعی دارد که از حوزۀ پزشکی و درمان بیرون است. آیا اگر پزشک حاذق و دلسوزی، وزیر بازرگانی شد، می‌تواند جلو ورود سیگار را به کشور بگیرد؟ نه؛ چون مقتضیات کشورداری، فراتر از ضروریات طبی است.

🖊 قانون سعدی

وقتی هنوز این وبلاگ را نساخته بودم، گمان می‌کردم حرف‌های فراوانی برای گفتن دارم؛ اما حالا می‌بینم خیلی هم آسان نیست. البته همیشه انسان‌ها برای نگفتن، دلایل بیشتری دارند تا برای گفتن. حتی گاهی «می‌گوییم»، فقط برای اینکه نگفته باشیم. باور کنید بهترین راه برای «نگفتن»، همان «گفتن» است. اگر نگویی، دو گمان درباره تو پدید می‌آید: ممکن است بگویند حرفی برای گفتن ندارد، ولی این امکان هم وجود دارد که بگویند: حرف‌هایی که برای نگفتن دارد، بیشتر از حرف‌هایی است که برای گفتن دارد. مولوی، برای خاموشی خود، چراغِ توجیه دوم را روشن می‌کند:

ژاپن اولین ماسک خوراکی را به بازار ارائه داد

من ز شیرینی نشستم رو تُرُش

تا که شیرینی ما در دو جهان

تا که شیرینی ما در دو جهان

در حجاب رو تُرُش ماند نهان

تازه اگر هم بگویند کم‌حرفی تو به دلیل کم‌دانی و یا حتی نادانی است، باکی نیست؛ چون به قول سعدی: « خجالت نبُرد آن‌که ننمود و بود.»

خوشا آنان که می‌توانند نگویند، و خوشا آنان که می‌توانند ناگفته‌ها را هم بشنوند.

پنبه وسواس بیرون کن ز گوش

تا به گوشت آید از گردون خروش

با این همه نباید انکار کرد که پرگویان، بیشتر از کم‌گویان به کار مردم و زندگی روزمرّه آنان می‌آیند؛ اگرچه به نفع آنان و همه مردم است که این قانون سعدی را به اندازه یکی از قوانین نیوتن احترام بگذارند:

به اندازه بود، باید نمود

خجالت نبُرد آن‌که ننمود و بود

نمی‌توان از خاموشانه‌گفتن، سخن گفت و یادی از خاموشِ پرگوی جهان، مولوی نکرد. اغلب غزلیات او با تخلص «خاموش» پایان می‌پذیرد، و مثنوی او پر است از نهیب‌های او به خود، که شرح آن بگذار تا وقتِ دگر.

در درونم صد خموشِ خوش‌نَفَس

دست بر لب می‌زند؛ یعنی که بس

sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها

بازدیدها: 12

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

هاست