Google Analytics

جزئیات تازه از قتل پسربچه ۴ ساله/ همبازی امیرعلی راز جنایت را می‌دانست

تحقیقات درباره قتل دردناک امیرعلی پسربچه ۴ ساله بستان‌آبادی در حالی ادامه دارد که ۴ مظنون این قتل از اعضای یک خانواده هستند و گفته‌های یک دختربچه ابعاد تازه‌ای از ماجرا را فاش کرده است.
کد خبر : 75204
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 آبان 1399 - 17:16
جزئیات تازه از قتل پسربچه ۴ ساله/ همبازی امیرعلی راز جنایت را می‌دانست

ماجرای قتل امیرعلی ۴ساله در بستان‌آباد آذربایجان شرقی در حالی باعث جریحه‌دار شدن احساسات مردم این شهر شده که دادستان بستان‌آباد از سرعت، جدیت و قطعیت تحقیقات قضایی برای شناسایی و مجازات عاملان این جنایت خبر داده است.

تاکنون ۴مظنون در این پرونده بازداشت شده‌اند و تحقیقات از آنها برای کشف ابعاد پنهان پرونده ادامه دارد، اما اینکه مظنونان چه کسانی هستند و نقش آنها در این ماجرا چیست را پدر امیرعلی از جزئیات این پرونده جنایی می‌گوید.

امیرعلی چگونه ناپدید شد؟

حدود ساعت ۱۰صبح سه‌شنبه ۲۰آبان بود.

همسرم به همراه دختر بزرگم و امیرعلی در خانه بودند. آن روز همسرم دخترم را فرستاده بود که از مغازه سبزی بخرد. امیرعلی هم به مقابل در خانه رفته و منتظر بازگشت خواهرش بود.

همان موقع زن همسایه وارد خانه‌مان شده و به سراغ همسرم رفته و شروع به حرف زدن با او کرده بود.

این ماجرا حدود ۱۰تا ۱۵دقیقه طول کشیده بود و بعد که زن همسایه رفت و دخترم از مغازه برگشت، معلوم شد که امیرعلی ناپدید شده است.

پس از آن، همه جا را دنبال پسرم گشتیم. حتی عکس او را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردیم و از پلیس هم کمک گرفتیم، اما ردی از پسرم پیدا نشد.

شما به کسی مشکوک نبودید؟

اولش نه. من با کسی خصومت نداشتم، حتی به پلیس هم گفتم که با کسی دشمنی ندارم، اما ۲روز که گذشت، رفته رفته به زن همسایه شک کردیم.

یکی از بستگان این زن که حدود ۲سال پیش به اتهام ساخت و توزیع مخدر شیشه دستگیر شده بود، یکی، دو روز قبل از ناپدید شدن امیرعلی از زندان آزاد شده بود.

راستش از وقتی که این مرد دستگیر شد، خانواده‌اش ما را مقصر می‌دانستند و فکر می‌کردند که ما آن مرد را لو داده‌ و باعث دستگیری‌اش شده‌ایم و به همین دلیل از ما کینه به دل داشتند. همه اینها را که کنار هم گذاشتیم به آنها مشکوک شدیم.

حدس زدیم که زن همسایه آن روز به خانه ما آمده بود که همسرم را سرگرم کند و همدستانش فرصت داشته باشند که امیرعلی را بدزدند. از طرفی دوربین‌های مداربسته را که چک کردیم، متوجه شدیم که پسرم از داخل کوچه خارج نشده و به همین دلیل شک ما به زن همسایه بیشتر شد.

برخورد با بیمارستان‌ها و پزشکان خاطی در زایمان‌های تقویمی

این ماجرا را برای مأموران پلیس تعریف کردید؟

بله. وقتی اینها را به مأموران گفتیم، همسایه‌مان را احضار کردند.

خواست خدا بود که آنها روزی که احضار شدند همراه دختر کوچکشان که همبازی پسرم بود به دادسرا آمدند و همین دختر بود که مهم‌ترین سرنخ پرونده را به پلیس داد.

مگر او چه گفت؟

آن روز در دادسرا وقتی همسایه‌مان منکر ربودن پسرم شد و گفت که بی‌گناه است، از دخترش پرسیدیم که امیرعلی را ندیده است؟ او هم گفت که در این ۲ روزی که پسرم گم شده بود، پیش او بوده است.

او گفت که در این مدت با امیرعلی در خانه یکی از بستگان‌شان که چند کوچه با خانه ما فاصله دارد بودند و با هم بازی می‌کردند و امیرعلی شب‌ها همانجا می‌خوابید.

حتی از او درباره رنگ لباس‌ها و کفش‌های پسرم پرسیدم و او مشخصات همان لباس‌ها و کفش‌هایی را داد که روزی که پسرم گم شد به تن داشت. حتی به تصویر عروسکی که روی پیرهن امیرعلی بود هم اشاره کرد.

آن دختربچه می‌گفت که روز سه‌شنبه و چهارشنبه با امیرعلی در خانه بستگان‌شان بودند، اما صبح پنجشنبه‌ یکی از بستگانش، او و امیرعلی را سوار ماشین کرد و به خانه یکی دیگر از بستگان‌شان در روستای ارجان برد.

این روستا حدود ۲۰تا ۲۵کیلومتر با بستان‌آباد فاصله دارد و همان روستایی است که جسد پسرم در آنجا کشف شد.

آن دختربچه گفت که صبح به آن روستا رفتند اما امیرعلی همانجا ماند و او همراه همان کسی که بچه‌ها را به آنجا برده بود، به بستان آباد برگشته و دیگر امیرعلی را ندیده است.

این اتفاقات پیش از پیدا شدن جسد پسرتان رخ داد؟

بله. روز پنجشنبه.

یعنی همان روزی که همسایه‌مان به دادسرا احضار شده بود. با شنیدن حرف‌های دختربچه، مطمئن شدیم که همسایه‌مان پسرم را ربوده‌اند، اما آنها همچنان انکار می‌کردند و می‌گفتند که دخترشان خیالاتی است و این حرف‌ها را از خودش درآورده است.

تا اینکه چند ساعت بعد، یعنی حدود ساعت ۸شب پنجشنبه، جسد پسرم در داخل یک گونی در ۱۰۰متری نهر آبی که از روستای ارجان می‌گذشت پیدا شد.

۶ شهر آمریکا که به شما پول می دهند تا به آنجا بروید!

شما جسد امیرعلی را دیدید؟

وقتی به آنجا رفتیم، فقط صورتش را به من نشان دادند که با دیدنش دنیا روی سرم خراب شد.

بعد، جسد را به پزشکی قانونی بردند و اجازه ندادند که من بروم و جسد پسرم را ببینم.

فقط به برادرم اجازه دادند که او وقتی از پزشکی قانونی برگشت گفت که جسد پسرم سالم بوده است، اما به‌خودم اجازه دیدن آن را ندادند. الان هم جسد در پزشکی قانونی تبریز است و هنوز آن را برای دفن کردن به ما تحویل نداده‌اند.

پس هم‌اکنون مظنونان دستگیرشده از اعضای خانواده همسایه‌تان هستند. درست است؟

بله. ۴نفر از آنها هستند. زن همسایه و شوهرش، همان مردی که به تازگی از زندان آزاد شده بود و یکی دیگر از بستگان‌شان که بچه‌ها را صبح پنجشنبه به روستای ارجان برده بود.

به غیر از امیرعلی و دخترتان فرزند دیگری هم دارید؟

نه. من فقط همین دختر و پسر را داشتم که حالا پسرم را از دست داده‌ام. نمی‌دانم چطور ممکن است کسی اینقدر قساوت داشته باشد که جان یک پسربچه بی‌گناه را بگیرد. بعد از این حادثه من و همسرم یک چشم‌مان خون است و یک چشم‌مان اشک.

تنها خواسته‌مان این است که نگذارند حق ما پایمال شود. ما می‌خواهیم قاتل پسرمان شناسایی و مجازات شود و خوشبختانه پلیس و بازپرس پرونده همه تلاش‌شان را می‌کنند که همه حقیقت فاش و قاتل شناسایی شود.

تحقیقات ادامه دارد
با دستگیری مظنونان اصلی این جنایت، بازپرس پرونده نیز از ادامه تحقیقات برای مشخص شدن حقیقت خبر داده است.

حجت‌الاسلام روح‌الله ایمانی، با اشاره به دستگیری ۴نفر در این پرونده و ادامه بازجویی‌ها از آنها اعلام کرد: هنوز علت و انگیزه اصلی این قتل مشخص نشده است و درصورت مشخص شدن ابعاد تازه‌ای از این اتفاق، اطلاع‌رسانی خواهد شد.

وی گفت: دستگاه قضایی، احساسات عمومی را در رابطه با این حادثه درک می‌کند و از مردم می‌خواهد که به شایعات توجه نکنند و اخبار را از طریق رسانه‌های رسمی پیگیری کنند.

بستان‌آباد یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی است.

 

منبع: همشهری

برچسب ها : ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.