به گزارش خبرگزاری میهن نوین، این کتاب در ۱۴۸ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۵۰۰ هزار تومان در مؤسسه آموزشی تألیفی ارشدان راهی بازار کتاب شده است.
در فصل نخست کتاب به قلم آرش آذرپیک میخوانیم: اهالی هنر و پژوهش سینما میدانند که هر دوره تاریخ سینما با «ادعاهای حقیقتمدار» همراه بوده است. هر سبک، هر جریان، هر مکتب، هر ژانر، هر نظریه، همگی با این شعار ظهور کردهاند که «اینجا، حقیقت سینماست.»
نورگرایی، حرکتگرایی، رئالیسم، فرمالیسم، اکسپرسیونیسم، سوررئالیسم، نئورئالیسم، موج نو، ساختارگرایی، پساساختارگرایی، مینیمالیسم، بازگشت به روایت، ضدروایت و صدها جریان دیگر هر یک بخشی از واقعیت سینما را لمس کردند و اعلام کردند: «این بخش، کل است.»
متد علمی_ نظری با تمثیل فیلِ فیلم: جایگزین تمام نظریههای کلگرا
مطابق این تمثیل:
– هر مکتب دستش به بخشی از فیل فیلم رسیده
– آن بخش را حقیقت مطلق پنداشته
– و باقی بخشها را یا انکار کرده یا کوچک شمرده
– در حالی که کشف او درست بوده اما ادعای مطلق بودنش نادرست بوده
ابرفیلم با احترام به همه کشفها، اما با نقد تمام ادعاهای انحصارگرایانه، به جای حقیقتِ ژانریک، اصالت را به خودِ فیل (یعنی ذات چندساحتی سینما) بازمیگرداند.
حال در این میدانگاه میرویم به سراغ دوگانههای به ظاهر جاودانه سینمای جهان و جهان سینما با طرح نظریه جنس سوم.
– نگاه دکارتی سینما را یا «بازنمایی» میداند یا «خلاقیت»
-نگره هگلی سینما را دوگانهای میبیند که با سنتز حل میشود
-نگرگاه مارکسی سینما را در کشمکش قوای تولید و ایدئولوژی میبیند
-و بیشتر نظریهها در دوگانههای ثابت گیر افتادهاند: بیرون/ درون، واقعیت/ خیال، ذهن/عین، روایت/ ضدناروایت، فرم /محتوا، سبک/ بیسبکی، تصویر/ صدا و دهها دوگانه دیگر. جنس سوم، یک اصل هستیشناختی است که میگوید: «سینما نه این است، نه آن؛ بلکه چیزی فراتر از ساختار این دوگانههاست.»
در نتیجه:
-ژانرها هرکدام بخشی از حقیقتاند، نه کل آن
– سبکھا امکاناتاند، نه ذات
-مکاتب چشماندازند، نه مبنا
-نظریهها لمساند، نه حقیقت
و هنر در فرای ساختارها شاکلهای جامع الاضدادی دارد زیرا تاریخ سینما پر از جریانهایی است که همدیگر را نفی کردند، همدیگر را خرد میشمارند، حقیقت را در فرایند و برایند تضادآفرینی کاهشی_افزایشی یافتند و هویت خود را نیز بر «ضد دیگری بودن» بنا کردند.
جامعالاضدادی در دستگاه ابرفیلم یعنی: «تمام امکانات سینما را همزمان و توامان و همجهان ببین، نه در تضاد، بلکه به عنوان میدانهای ممکنِ یک فیل واحد.»
این دیدمان هنری، سینما را از انحصارهای ژانری و سبکمحور رهایی میبخشد.