نویسنده: فرشته نژادی ۱۰ تیر ۱۴۰۵ ۱۱:۲۲ 1 دقیقه مطالعه

از «سفر سبز» تا «شب دهم»؛ نگاهی به آثار ماندگار محرمی

در میان آثار متنوعی که تلویزیون برای ماه محرم تولید کرده است، برخی مجموعه‌ها همچنان به عنوان آثار ماندگار، جایگاه خود را در دل مخاطبان حفظ کرده‌اند

به گزارش خبرگزاری میهن نوین، رسانه ملی کوشیده است تا سالانه و با فرارسیدن ایام محرم و صفر سریال‌هایی را در تناسب با فضای این زمان تولید و روانه آنتن کند. در میان این سریال‌ها که تعداد قابل توجهی هم دارند، سریال‌هایی چون «سفر سبز»، «پرده‌نشین»، «معصومیت از دست رفته»، «شب دهم» و «مختارنامه» با گذر سال‌ها کماکان مخاطب خود را حفظ کرده‌اند و می‌توانند پیشنهادی درخور برای تماشا در روزهای محرمی باشند.

در ادامه این گزارش، به معرفی و مرور این آثار می‌پردازیم.
«سفر سبز» و روایتی از بازگشت به معنا
«سفر سبز» به نویسندگی حسین پاکدل و کارگردانی محمدحسین لطیفی در سال ۱۳۸۱ روی آنتن رفت. این سریال به روایت زندگی جوانی به نام دنیل وسبرگ می‌پردازد که با تباری ایرانی توسط خانواده‌ای آلمانی به فرزندی پذیرفته می‌شود و برای شناخت گذشته‌اش و ملاقات با خانواده حقیقی خود، به ایران باز می‌گردد. «سفر سبز» در کنار این ماجرا، یک روایت پرسوز عاشقانه نیز دارد که بخش قابل توجهی از دلیل محبوبیت سریال را رقم می‌زند. این مجموعه داستان خود را در آلمان آغاز می‌کند و پس از آمدن دنیل به ایران، آرام‌آرام به سوی اتمسفر عاشورایی پیش می‌رود.
«سفر سبز» از همان نخستین قسمت خود که در آلمان و خانواده‌ای مسیحی روایت می‌شود، پیوسته به مفاهیم روحانی توجه دارد. عناصری چون دعای پیش از خوردن شام، حضور در کلیسا و زمزمه‌های درونی شخصیت، از پیش از مواجهه دنیل با فرهنگ عاشورایی و یا حتی سفر او به ایران در سریال حضوری ملموس دارند و اینچنین پاکدل در فیلمنامه خود شخصیتی را به تصویر کشیده است که بیگانه با مفاهیم روحانی نیست، بلکه از آغاز در جستجوی آن بوده است و در فرهنگ عاشورایی ایران آن را می‌یابد.
این سریال اما گاهی چنان در مضامین معنوی و ایده‌آلیستی‌اش محو می‌شود که دیالوگ‌ها و صحنه‌هایش باورپذیری و اثرگذاری خود را از دست می‌دهند و حتی قدری کلیشه‌ای می‌شود؛ اتفاقی که جلوه آسیب‌زننده خویش را بیش از هرچیز در روایت عاشقانه اثر می‌نمایاند. با اینحال، «سفر سبز» می‌کوشد تا با ارائه نگاهی جهانی نسبت به عاشورا قصه خویش را از صرف مناسک و وقایع فراتر ببرد و راوی یک تجربه درونی باشد؛ نگاهی متفاوت که تماشاگر را به خوانشی جدید از مناسک خویش می‌رساند. «سفر سبز» شاید به ظاهر داستان سفر یک جوان از آلمان به ایران باشد، اما در بطن آن، روایت یک سفر درونی از غربت و سرگشتگی به معنا و وصال است.
پارسا پیروزفر، امین تارخ، لادن مستوفی، گوهر خیراندیش، محمدرضا شریفی‌نیا، آزیتا حاجیان، حسن پورشیرازی و سارا خوئینی‌ها در «سفر سبز» به ایفای نقش پرداخته‌اند.
«پرده‌نشین» و ساخت اتمسفری متمایز
سریال «پرده‌نشین» به نویسندگی حسین تراب‌نژاد و مهدی شیرزاد و به کارگردانی بهروز شعیبی در سال ۱۳۹۳ روی آنتن رفت. این سریال، بر خلاف دیگر آثار معمول این فضا رنگی از حماسه یا شور ندارد و با ریتمی آرام و دلنشین به پیش می‌رود. تراب‌نژاد در این فیلمنامه به روایت زندگی یک خانواده روحانی می‌پردازد؛ هدی با بازی ویشکا آسایش پس از سال‌ها و برای دریافت ارثیه پدری خویش به ایران باز می‌گردد اما حوادثی پیش‌بینی‌نشده قضاوت‌های او را دگرگون می‌کند و وی را در ماجراهای مختلف درگیر می‌سازد.
به رغم رقم خوردن تجربه‌هایی مشابه در سینما در آثاری چون «طلا و مس»، «فرشته‌ها باهم می‌آیند» و «روز بلوا» که چند سال پیش و پس از «پرده‌نشین» تولید شده‌اند، ویژگی متمایز این اثر در تلویزیون برساخت تصویری انسانی، ملموس و دست‌یافتنی از جامعه روحانیت است. «پرده‌نشین» این جامعه را با یک انگاشت اسطوره‌ای به تصویر نمی‌کشد و به بیننده اجازه می‌دهد تا بتواند ضمن همذات‌پنداری با آنان، پابه‌پای آنها با احساسات، چالش‌ها و دوراهی‌های آنها مواجه شود. شعیبی با تاکید و استفاده‌های مکرر از نماهای شهر، طبیعت، خانه، مسجد و امام‌زاده و به‌کار بردن سکوت و نگاه‌های طولانی تلاش می‌کند بیش از آنکه بر درگیری مخاطب با لایه بیرونی داستان خویش بکوشد، او را در اتمسفر سریال غرق کند.
«پرده‌نشین» در شخصیت‌پردازی و بازیگری کاراکترهای محمدحسین با بازی حامد کمیلی، میرزایی با بازی آتیلا پسیانی و بیش از همه حاج‌آقا شهیدی با بازی فرهاد آئیش موفق عمل کرده است اما در خلق شخصیت منفی اصلی داستان یعنی خزاعی با بازی بابک حمیدیان که برخلاف دیگران کمتر خاکستری می‌نماید ناکام مانده و عملا به کلیشه‌ها دست آویخته است. تدوین پریشان سریال نیز گاهی ریتم سریال را مختل می‌کند و به تماشاگر اجازه نمی‌دهد تا آنطور که باید با داستان سریال همراه شود. در کنار این، «پرده‌نشین» محافظه‌کارانه پیش می‌رود و به رغم اشاره به چالش‌ها و رویکردهایی که برای شخصیت‌های عادی و روحانی سریال رخ می‌دهد، در نهایت و باوجود استفاده از روشی نو؛ پرتره‌ای کلاسیک و سنتی از یک جامعه روحانی در این مجموعه ارائه می‌کند.
موسیقی سریال «پرده‌نشین» نیز یکی از ماندگارترین تیتراژهای تاریخ تلویزیون است. موسیقی این قطعه را مهیار علیزاده ساخته و علیرضا قربانی آن را با شعری از محمدعلی بهمنی خوانده است. واپسین سکانس آخرین قسمت این سریال، به شیوه‌ای هنرمندانه به تیتراژ آن پیوند می‌خورد و برای دقایقی تماشاگر را در خود محو می‌کند.
فرهاد آئیش، ویشکا آسایش، حامد کمیلی، سارا بهرامی، آتیلا پسیانی، بابک حمیدیان، هومن برق‌نورد و محسن کیایی در این مجموعه به ایفای نقش پرداخته‌اند.
«معصومیت از دست رفته» و روایتی از سرشت نفس آدمی
«معصومیت از دست رفته» به نویسندگی حسن میرباقری و محمد بیرانوند و کارگردانی داوود میرباقری در سال ۱۳۸۲ روی آنتن رفت. این سریال به زندگی شوذب مردی می‌پردازد که در گذشته از همراهان امام علی (ع) بوده و حالا به امویان پیوسته و خزانه‌دار حاکم شهر کوفه شده است. وقایع این سریال در تاریخ حوادث عاشورا سپری می‌شود اما میرباقری در این مجموعه برخلاف «مختارنامه» به شکل مستقیم به حوادث عاشورا نپرداخته و بیش از آنکه بکوشد تا راوی تاریخ باشد، تلاش داشته است تا یک مواجهه درونی با کربلا را به تصویر بکشد.
شوذب از سویی و از طرف همسرش ماریا که زنی مسیحی بوده است به سعادت و پیوستن به امام حسین (ع) دعوت می‌شود و از سویی دیگر حمیرا که زنی یهودی است و شوذب در جوانی دلداده او بوده است او را به سمت خلافت، سیاست و ثروت و دوری از رستگاری می‌کشاند. «معصومیت از دست رفته» برای تماشاگر خویش فرصتی فراهم می‌کند تا با مواجهه با خود به این پرسش بیندیشد که آیا به راستی اگر در کوفه سال ۶۱ هجری می‌بود، باز هم از حامیان و دوستداران امام حسین (ع) قرار می‌گرفت؟
این سریال، با تمرکز بر شهر کوفه و صفات متعدد و متناقض آن در کنار یک تجربه درونی، یک برداشت و انتقاد اجتماعی را نیز همراه خود دارد. کوفه‌ای که میرباقری در «معصومیت از دست رفته» به تصویر می‌کشد تا حدودی با کوفه «مختارنامه» متفاوت است و رنگ تردید، غربت، ناامنی و بیماری بر آن چیره شده است. این سریال به نوعی روایتی از نفس آدمی است و آشکار می‌کند که آگاهی از حقیقت و سعادت برای عمل به آن کافی نیست، بلکه تنها مقدمه آن است.
شخصیت‌پردازی قابل‌توجه و چندلایه شوذب و حمیرا یکی از نقاط قوت این سریال است و بازیگران هر ۲ نقش یعنی امین تارخ و سارا خوئینی‌ها یکی از بهترین اجراهای خود را در این مجموعه به نمایش گذاشتند. شخصیتی که برای حمیرا در «معصومیت از دست رفته» خلق شده است، در مقایسه با شخصیت قطام در سریال «امام علی (ع)» بسیار پیچیده‌تر است.
امین تارخ، فریبا کوثری، سارا خوئینی‌ها، داریوش فرهنگ، امین زندگانی، داوود رشیدی و حدیث فولادوند از بازیگران مجموعه «معصومیت از دست رفته» هستند.
«شب دهم» و حماسه‌ای از تعالی عشق
«شب دهم» به کارگردانی حسن فتحی در سال ۱۳۸۱ روی آنتن رفت. این مجموعه روایتی از سیر گذر عشق زمینی به عشق آسمانی «حیدر خوش مرام» با بازی حسین یاری از لوطی‌های یکی از محلات قدیم تهران بود که در پی یک شکست، طبق شرط مجبور به سرقت از یکی از خانواده‌های قجر می‌شود. اما در این مجال توطئه و عشقی جان‌سوز در انتظار دلداده قصه است که این خود تازه ورود به ماجراها و اتفاقات دیگری است که روند داستانی سریال را پیش می‌برد.
فتحی در این سریال سه جهان را باهم می‌آمیزد؛ فرهنگ لوطی‌گری تهران قدیم، تعزیه و آیین عاشورا و ملودرامی عاشقانه. این هم‌آمیزی روایتی را شکل می‌دهد که پس از مواجه کردن و همراه ساختن مخاطب با عشقی زمینی و سوزناک او را با مضمون روحانی خود برانگیزد. علی وزیریان در فیلم «خدا نزدیک است» با بازی بابک حمیدیان و الناز شاکردوست کوشید تا مفهومی مشابه را روی پرده سینما به تصویر بکشد اما مخاطبان آنچنان که با «شب دهم» همراه بودند، نتوانستند با آن فیلم ارتباط برقرار کند؛ اتفاقی که هنر فتحی را در داستان‌پردازی عیان می‌سازد.
موسیقی این سریال با آغاز پخش آن به قطعه‌ای بسیار محبوب تبدیل شد و حالا نیز باگذشت بیش از بیست و پنج سال از تاریخ پخشش، بسیار شنیدنی به شمار می‌آید. فردین خلعتبری آهنگساز تیم این سریال موسیقی این قطعه را ساخت و علیرضا قربانی آن را با شعری از افشین یداللهی خواند.
فتحی در یک گفتگوی رسانه‌ای با سامانه «موسیقی ما» درباره تشکیل مثلث طلایی فردین خلعتبری، افشین یداللهی و علیرضا قربانی برای ساخت «موسیقی متن» و «تیتراژ» این سریال گفته بود: اینکه فردین خلعتبری موسیقی متن سریال «شب دهم» را بسازد، اصرار من بود. به هر حال من با فردین خلعتبری و ذوق و ذائقه اش آشنا بودم و همواره مترصد این فرصت بودم که بتوانم با او در یکی از کارهایم همکاری داشته باشم. بنابراین در زمان ساخت سریال خیلی پافشاری کردم که فردین در کار حضور داشته باشد و امروز بسیار خوشحالم که او به عنوان آهنگساز در این سریال همراه ما بود.
حسین یاری، کتایون ریاحی، رویا تیموریان، ثریا قاسمی، پرویز پورحسینی، محمود پاک‌نیت، اکرم محمدی، پرویز فلاحی‌پور و شهین علیزاده در «شب دهم» به ایفای نقش پرداخته‌اند.
«مختارنامه» انتخابی همیشگی
سریال «مختارنامه» به نویسندگی و کارگردانی داوود میرباقری از سال ۱۳۸۲ مراحل پیش‌تولید خود را آغاز کرد و سرانجام در سال ۱۳۸۹ روی آنتن رفت. این مجموعه اساس زندگی مختار ثقفی و قیام او به خون‌خواهی امام حسین (ع) است و از گذر این روایت، به واقعه عاشورا و حوادث پیش و پس از آن نیز می‌پردازد. این سریال از جمله پروژه‌های عظیم تلویزیون بود و هزینه و زمان زیادی صرف آن شد؛ اقدامی که شایسته تحسین بود چراکه باگذشت سالها از نخستین پخش این مجموعه، «مختارنامه» تقریبا هرسال از شبکه‌ای روی آنتن می‌رود و کماکان مخاطب خود را در میان نسل‌های مختلف حفظ کرده است.
میرباقری با به تصویر کشیدن صحنه‌های جنگ و روایت رزم و نبرد شخصیت‌هایش، در کنار کوشش برای ارائه روایتی تاریخی و دینی، یک اثر تماشایی پدید آورده است که مخاطب با هیجان آن را دنبال می‌کند. اشتباهات تاریخی این مجموعه از همان زمان پخشش نیز به انتقادات بسیاری انجامید که هنوز هم پابرجاست اما بااینحال میرباقری در جایگاه فیلمنامه‌نویس هم موفق عمل کرده و ضمن ایجاد دیالوگ‌هایی مجذوب‌کننده، سیر داستانی پرهیجانی برساخته است.
این سریال در جایگاه بازیگری نیز موفق عمل کرد و شخصیت‌های مختار با بازی فریبرز عرب‌نیا، ابن زیاد با بازی فرهاد اصلانی و عبدالله بن زبیر با بازی رضا کیانیان، توجه‌ها را به خود جلب کردند.
در این مجموعه فریبرز عرب‌نیا، فرهاد اصلانی، رضا رویگری، مهدی فخیم‌زاده، جعفر دهقان، نسرین مقانلو، محمد فیلی و فریبا کوثری به ایفای نقش پرداخته‌اند.

به گزارش خبرگزاری میهن نوین، رسانه ملی کوشیده است تا سالانه و با فرارسیدن ایام محرم و صفر سریال‌هایی را در تناسب با فضای این زمان تولید و روانه آنتن کند. در میان این سریال‌ها که تعداد قابل توجهی هم دارند، سریال‌هایی چون «سفر سبز»، «پرده‌نشین»، «معصومیت از دست رفته»، «شب دهم» و «مختارنامه» با گذر سال‌ها کماکان مخاطب خود را حفظ کرده‌اند و می‌توانند پیشنهادی درخور برای تماشا در روزهای محرمی باشند.

در ادامه این گزارش، به معرفی و مرور این آثار می‌پردازیم.
«سفر سبز» و روایتی از بازگشت به معنا
«سفر سبز» به نویسندگی حسین پاکدل و کارگردانی محمدحسین لطیفی در سال ۱۳۸۱ روی آنتن رفت. این سریال به روایت زندگی جوانی به نام دنیل وسبرگ می‌پردازد که با تباری ایرانی توسط خانواده‌ای آلمانی به فرزندی پذیرفته می‌شود و برای شناخت گذشته‌اش و ملاقات با خانواده حقیقی خود، به ایران باز می‌گردد. «سفر سبز» در کنار این ماجرا، یک روایت پرسوز عاشقانه نیز دارد که بخش قابل توجهی از دلیل محبوبیت سریال را رقم می‌زند. این مجموعه داستان خود را در آلمان آغاز می‌کند و پس از آمدن دنیل به ایران، آرام‌آرام به سوی اتمسفر عاشورایی پیش می‌رود.
«سفر سبز» از همان نخستین قسمت خود که در آلمان و خانواده‌ای مسیحی روایت می‌شود، پیوسته به مفاهیم روحانی توجه دارد. عناصری چون دعای پیش از خوردن شام، حضور در کلیسا و زمزمه‌های درونی شخصیت، از پیش از مواجهه دنیل با فرهنگ عاشورایی و یا حتی سفر او به ایران در سریال حضوری ملموس دارند و اینچنین پاکدل در فیلمنامه خود شخصیتی را به تصویر کشیده است که بیگانه با مفاهیم روحانی نیست، بلکه از آغاز در جستجوی آن بوده است و در فرهنگ عاشورایی ایران آن را می‌یابد.
این سریال اما گاهی چنان در مضامین معنوی و ایده‌آلیستی‌اش محو می‌شود که دیالوگ‌ها و صحنه‌هایش باورپذیری و اثرگذاری خود را از دست می‌دهند و حتی قدری کلیشه‌ای می‌شود؛ اتفاقی که جلوه آسیب‌زننده خویش را بیش از هرچیز در روایت عاشقانه اثر می‌نمایاند. با اینحال، «سفر سبز» می‌کوشد تا با ارائه نگاهی جهانی نسبت به عاشورا قصه خویش را از صرف مناسک و وقایع فراتر ببرد و راوی یک تجربه درونی باشد؛ نگاهی متفاوت که تماشاگر را به خوانشی جدید از مناسک خویش می‌رساند. «سفر سبز» شاید به ظاهر داستان سفر یک جوان از آلمان به ایران باشد، اما در بطن آن، روایت یک سفر درونی از غربت و سرگشتگی به معنا و وصال است.
پارسا پیروزفر، امین تارخ، لادن مستوفی، گوهر خیراندیش، محمدرضا شریفی‌نیا، آزیتا حاجیان، حسن پورشیرازی و سارا خوئینی‌ها در «سفر سبز» به ایفای نقش پرداخته‌اند.
«پرده‌نشین» و ساخت اتمسفری متمایز
سریال «پرده‌نشین» به نویسندگی حسین تراب‌نژاد و مهدی شیرزاد و به کارگردانی بهروز شعیبی در سال ۱۳۹۳ روی آنتن رفت. این سریال، بر خلاف دیگر آثار معمول این فضا رنگی از حماسه یا شور ندارد و با ریتمی آرام و دلنشین به پیش می‌رود. تراب‌نژاد در این فیلمنامه به روایت زندگی یک خانواده روحانی می‌پردازد؛ هدی با بازی ویشکا آسایش پس از سال‌ها و برای دریافت ارثیه پدری خویش به ایران باز می‌گردد اما حوادثی پیش‌بینی‌نشده قضاوت‌های او را دگرگون می‌کند و وی را در ماجراهای مختلف درگیر می‌سازد.
به رغم رقم خوردن تجربه‌هایی مشابه در سینما در آثاری چون «طلا و مس»، «فرشته‌ها باهم می‌آیند» و «روز بلوا» که چند سال پیش و پس از «پرده‌نشین» تولید شده‌اند، ویژگی متمایز این اثر در تلویزیون برساخت تصویری انسانی، ملموس و دست‌یافتنی از جامعه روحانیت است. «پرده‌نشین» این جامعه را با یک انگاشت اسطوره‌ای به تصویر نمی‌کشد و به بیننده اجازه می‌دهد تا بتواند ضمن همذات‌پنداری با آنان، پابه‌پای آنها با احساسات، چالش‌ها و دوراهی‌های آنها مواجه شود. شعیبی با تاکید و استفاده‌های مکرر از نماهای شهر، طبیعت، خانه، مسجد و امام‌زاده و به‌کار بردن سکوت و نگاه‌های طولانی تلاش می‌کند بیش از آنکه بر درگیری مخاطب با لایه بیرونی داستان خویش بکوشد، او را در اتمسفر سریال غرق کند.
«پرده‌نشین» در شخصیت‌پردازی و بازیگری کاراکترهای محمدحسین با بازی حامد کمیلی، میرزایی با بازی آتیلا پسیانی و بیش از همه حاج‌آقا شهیدی با بازی فرهاد آئیش موفق عمل کرده است اما در خلق شخصیت منفی اصلی داستان یعنی خزاعی با بازی بابک حمیدیان که برخلاف دیگران کمتر خاکستری می‌نماید ناکام مانده و عملا به کلیشه‌ها دست آویخته است. تدوین پریشان سریال نیز گاهی ریتم سریال را مختل می‌کند و به تماشاگر اجازه نمی‌دهد تا آنطور که باید با داستان سریال همراه شود. در کنار این، «پرده‌نشین» محافظه‌کارانه پیش می‌رود و به رغم اشاره به چالش‌ها و رویکردهایی که برای شخصیت‌های عادی و روحانی سریال رخ می‌دهد، در نهایت و باوجود استفاده از روشی نو؛ پرتره‌ای کلاسیک و سنتی از یک جامعه روحانی در این مجموعه ارائه می‌کند.
موسیقی سریال «پرده‌نشین» نیز یکی از ماندگارترین تیتراژهای تاریخ تلویزیون است. موسیقی این قطعه را مهیار علیزاده ساخته و علیرضا قربانی آن را با شعری از محمدعلی بهمنی خوانده است. واپسین سکانس آخرین قسمت این سریال، به شیوه‌ای هنرمندانه به تیتراژ آن پیوند می‌خورد و برای دقایقی تماشاگر را در خود محو می‌کند.
فرهاد آئیش، ویشکا آسایش، حامد کمیلی، سارا بهرامی، آتیلا پسیانی، بابک حمیدیان، هومن برق‌نورد و محسن کیایی در این مجموعه به ایفای نقش پرداخته‌اند.
«معصومیت از دست رفته» و روایتی از سرشت نفس آدمی
«معصومیت از دست رفته» به نویسندگی حسن میرباقری و محمد بیرانوند و کارگردانی داوود میرباقری در سال ۱۳۸۲ روی آنتن رفت. این سریال به زندگی شوذب مردی می‌پردازد که در گذشته از همراهان امام علی (ع) بوده و حالا به امویان پیوسته و خزانه‌دار حاکم شهر کوفه شده است. وقایع این سریال در تاریخ حوادث عاشورا سپری می‌شود اما میرباقری در این مجموعه برخلاف «مختارنامه» به شکل مستقیم به حوادث عاشورا نپرداخته و بیش از آنکه بکوشد تا راوی تاریخ باشد، تلاش داشته است تا یک مواجهه درونی با کربلا را به تصویر بکشد.
شوذب از سویی و از طرف همسرش ماریا که زنی مسیحی بوده است به سعادت و پیوستن به امام حسین (ع) دعوت می‌شود و از سویی دیگر حمیرا که زنی یهودی است و شوذب در جوانی دلداده او بوده است او را به سمت خلافت، سیاست و ثروت و دوری از رستگاری می‌کشاند. «معصومیت از دست رفته» برای تماشاگر خویش فرصتی فراهم می‌کند تا با مواجهه با خود به این پرسش بیندیشد که آیا به راستی اگر در کوفه سال ۶۱ هجری می‌بود، باز هم از حامیان و دوستداران امام حسین (ع) قرار می‌گرفت؟
این سریال، با تمرکز بر شهر کوفه و صفات متعدد و متناقض آن در کنار یک تجربه درونی، یک برداشت و انتقاد اجتماعی را نیز همراه خود دارد. کوفه‌ای که میرباقری در «معصومیت از دست رفته» به تصویر می‌کشد تا حدودی با کوفه «مختارنامه» متفاوت است و رنگ تردید، غربت، ناامنی و بیماری بر آن چیره شده است. این سریال به نوعی روایتی از نفس آدمی است و آشکار می‌کند که آگاهی از حقیقت و سعادت برای عمل به آن کافی نیست، بلکه تنها مقدمه آن است.
شخصیت‌پردازی قابل‌توجه و چندلایه شوذب و حمیرا یکی از نقاط قوت این سریال است و بازیگران هر ۲ نقش یعنی امین تارخ و سارا خوئینی‌ها یکی از بهترین اجراهای خود را در این مجموعه به نمایش گذاشتند. شخصیتی که برای حمیرا در «معصومیت از دست رفته» خلق شده است، در مقایسه با شخصیت قطام در سریال «امام علی (ع)» بسیار پیچیده‌تر است.
امین تارخ، فریبا کوثری، سارا خوئینی‌ها، داریوش فرهنگ، امین زندگانی، داوود رشیدی و حدیث فولادوند از بازیگران مجموعه «معصومیت از دست رفته» هستند.
«شب دهم» و حماسه‌ای از تعالی عشق
«شب دهم» به کارگردانی حسن فتحی در سال ۱۳۸۱ روی آنتن رفت. این مجموعه روایتی از سیر گذر عشق زمینی به عشق آسمانی «حیدر خوش مرام» با بازی حسین یاری از لوطی‌های یکی از محلات قدیم تهران بود که در پی یک شکست، طبق شرط مجبور به سرقت از یکی از خانواده‌های قجر می‌شود. اما در این مجال توطئه و عشقی جان‌سوز در انتظار دلداده قصه است که این خود تازه ورود به ماجراها و اتفاقات دیگری است که روند داستانی سریال را پیش می‌برد.
فتحی در این سریال سه جهان را باهم می‌آمیزد؛ فرهنگ لوطی‌گری تهران قدیم، تعزیه و آیین عاشورا و ملودرامی عاشقانه. این هم‌آمیزی روایتی را شکل می‌دهد که پس از مواجه کردن و همراه ساختن مخاطب با عشقی زمینی و سوزناک او را با مضمون روحانی خود برانگیزد. علی وزیریان در فیلم «خدا نزدیک است» با بازی بابک حمیدیان و الناز شاکردوست کوشید تا مفهومی مشابه را روی پرده سینما به تصویر بکشد اما مخاطبان آنچنان که با «شب دهم» همراه بودند، نتوانستند با آن فیلم ارتباط برقرار کند؛ اتفاقی که هنر فتحی را در داستان‌پردازی عیان می‌سازد.
موسیقی این سریال با آغاز پخش آن به قطعه‌ای بسیار محبوب تبدیل شد و حالا نیز باگذشت بیش از بیست و پنج سال از تاریخ پخشش، بسیار شنیدنی به شمار می‌آید. فردین خلعتبری آهنگساز تیم این سریال موسیقی این قطعه را ساخت و علیرضا قربانی آن را با شعری از افشین یداللهی خواند.
فتحی در یک گفتگوی رسانه‌ای با سامانه «موسیقی ما» درباره تشکیل مثلث طلایی فردین خلعتبری، افشین یداللهی و علیرضا قربانی برای ساخت «موسیقی متن» و «تیتراژ» این سریال گفته بود: اینکه فردین خلعتبری موسیقی متن سریال «شب دهم» را بسازد، اصرار من بود. به هر حال من با فردین خلعتبری و ذوق و ذائقه اش آشنا بودم و همواره مترصد این فرصت بودم که بتوانم با او در یکی از کارهایم همکاری داشته باشم. بنابراین در زمان ساخت سریال خیلی پافشاری کردم که فردین در کار حضور داشته باشد و امروز بسیار خوشحالم که او به عنوان آهنگساز در این سریال همراه ما بود.
حسین یاری، کتایون ریاحی، رویا تیموریان، ثریا قاسمی، پرویز پورحسینی، محمود پاک‌نیت، اکرم محمدی، پرویز فلاحی‌پور و شهین علیزاده در «شب دهم» به ایفای نقش پرداخته‌اند.
«مختارنامه» انتخابی همیشگی
سریال «مختارنامه» به نویسندگی و کارگردانی داوود میرباقری از سال ۱۳۸۲ مراحل پیش‌تولید خود را آغاز کرد و سرانجام در سال ۱۳۸۹ روی آنتن رفت. این مجموعه اساس زندگی مختار ثقفی و قیام او به خون‌خواهی امام حسین (ع) است و از گذر این روایت، به واقعه عاشورا و حوادث پیش و پس از آن نیز می‌پردازد. این سریال از جمله پروژه‌های عظیم تلویزیون بود و هزینه و زمان زیادی صرف آن شد؛ اقدامی که شایسته تحسین بود چراکه باگذشت سالها از نخستین پخش این مجموعه، «مختارنامه» تقریبا هرسال از شبکه‌ای روی آنتن می‌رود و کماکان مخاطب خود را در میان نسل‌های مختلف حفظ کرده است.
میرباقری با به تصویر کشیدن صحنه‌های جنگ و روایت رزم و نبرد شخصیت‌هایش، در کنار کوشش برای ارائه روایتی تاریخی و دینی، یک اثر تماشایی پدید آورده است که مخاطب با هیجان آن را دنبال می‌کند. اشتباهات تاریخی این مجموعه از همان زمان پخشش نیز به انتقادات بسیاری انجامید که هنوز هم پابرجاست اما بااینحال میرباقری در جایگاه فیلمنامه‌نویس هم موفق عمل کرده و ضمن ایجاد دیالوگ‌هایی مجذوب‌کننده، سیر داستانی پرهیجانی برساخته است.
این سریال در جایگاه بازیگری نیز موفق عمل کرد و شخصیت‌های مختار با بازی فریبرز عرب‌نیا، ابن زیاد با بازی فرهاد اصلانی و عبدالله بن زبیر با بازی رضا کیانیان، توجه‌ها را به خود جلب کردند.
در این مجموعه فریبرز عرب‌نیا، فرهاد اصلانی، رضا رویگری، مهدی فخیم‌زاده، جعفر دهقان، نسرین مقانلو، محمد فیلی و فریبا کوثری به ایفای نقش پرداخته‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *