نویسنده: فرشته نژادی ۲۱ تیر ۱۴۰۵ ۱۲:۱۲ 1 دقیقه مطالعه

«سیلو»؛ هالیوود علیه ایران با لباس تازه

فصل سوم «سیلو»: ایران در مرکز روایت، اما حمله به آن احتمالاً یک دروغ سیاسی برای جنگ‌افروزی است.

به گزارش خبرگزاری میهن نوین، «سیلو» از جمله سریال‌های پرمخاطب سال‌های اخیر در ژانر علمی‌تخیلی و ویران‌شهری است؛ مجموعه‌ای که بر اساس سه‌گانه پرفروش هیو هاوی ساخته شده و داستان جامعه‌ای ۱۰ هزار نفره را روایت می‌کند که پس از نابودی ظاهری جهان، صدها سال است در پناهگاهی ۱۴۴ طبقه زیر زمین زندگی می‌کنند. هیچ‌یک از ساکنان دلیل ساخت سیلوها، هویت سازندگان و حقیقت جهان بیرون را نمی‌دانند و هرگونه پرسش درباره گذشته با مجازات و سرکوب روبه‌رو می‌شود.

فصل سوم این مجموعه از سوم ژوئیه ۲۰۲۶ ۱۲ تیر ۱۴۰۵ در اپل تی‌وی آغاز شده و قرار است در ۱۰ قسمت، تا چهارم سپتامبر منتشر شود. تا زمان تنظیم این گزارش در ۲۰ تیر ۱۴۰۵، تنها دو قسمت از فصل سوم در دسترس مخاطبان قرار گرفته است؛ بنابراین داوری درباره نتیجه نهایی خط داستانی ایران، باید با توجه به ادامه‌داشتن پخش مجموعه انجام شود. اپل در معرفی رسمی این فصل اعلام کرده است که روایت هم‌زمان در دو مقطع زمانی پیش می‌رود؛ یکی زمان حال ساکنان سیلو و دیگری بیش از سه قرن قبل، زمانی که یک خبرنگار و نماینده کنگره آمریکا به توطئه‌ای با پیامدهای فاجعه‌بار نزدیک می‌شوند.
نام ایران چگونه وارد «سیلو» شد؟
ورود مستقیم نام ایران به داستان، از دقایق پایانی فصل دوم آغاز شد. در این بخش، روایت ناگهان از آینده و فضای بسته سیلو خارج می‌شود و به واشنگتن پیش از وقوع فاجعه می‌رود. «هلن درو»، خبرنگار آمریکایی، با «دنیل کین»، نماینده تازه‌وارد کنگره ملاقات می‌کند و از او درباره احتمال حمله تلافی‌جویانه آمریکا به ایران می‌پرسد.
نکته تعیین‌کننده در این گفت‌وگو آن است که هلن نه‌تنها درباره برنامه آمریکا برای حمله به ایران، بلکه درباره اصل وقوع حمله رادیولوژیک نیز تردید می‌کند. او می‌پرسد آیا واقعا حمله‌ای با سلاح رادیولوژیک علیه ایالات متحده رخ داده و آیا ایران حقیقتا مسئول آن بوده است؟ دنیل از پاسخ‌دادن طفره می‌رود و محل ملاقات را ترک می‌کند. بنابراین سریال از همان ابتدا، در کنار مطرح‌کردن نام ایران، نسبت به روایت رسمی دولت آمریکا نیز علامت سؤال می‌گذارد.
فصل سوم این خط داستانی را گسترش می‌دهد. در قسمت نخست، «شارلوت کین»، خواهر دنیل و خلبان نیروی دریایی آمریکا، برای مشارکت در عملیاتی علیه ایران انتخاب می‌شود؛ عملیاتی که ظاهرا پاسخی به «بمب کثیف» منتسب به ایران است. جنگنده‌های آمریکایی در مسیر مأموریت با توده‌ای ناشناخته و شبیه ذرات یا فناوری نانو برخورد می‌کنند، سقوط می‌کنند و شارلوت به‌عنوان تنها بازمانده، حافظه خود را از دست می‌دهد. در همین حال دنیل نیز به کمیته‌ای وارد می‌شود که حمله منتسب به ایران و پاسخ نظامی آمریکا را بررسی می‌کند.
در قسمت دوم، روایت یک گام مهم به جلو برمی‌دارد. هلن مدعی می‌شود بمب کثیف، عملیاتی با «پرچم دروغین» بوده است؛ اقدامی که مسئولیت آن به ایران نسبت داده شده تا زمینه سیاسی و افکار عمومی برای جنگ فراهم شود. او همچنین می‌گوید مأموریت شارلوت ظاهرا ارتباط روشنی با برنامه هسته‌ای ایران نداشته و استفاده از سامانه‌های ارتباطی قدیمی و غیرقابل نفوذ در جنگنده‌ها، بخشی از یک عملیات پنهانی بزرگ‌تر بوده است. هم‌زمان مشخص می‌شود فراموشی شارلوت نیز صرفا پیامد سقوط هواپیما نیست و پزشک معالج او قادر است خاطرات بیماران را به‌صورت گزینشی حذف یا بازگرداند.
بر این اساس، گزاره‌ای مانند «ایران با انفجار بمب کثیف باعث ساخته‌شدن سیلوها شد» هنوز از نظر روایی قابل اثبات نیست. آنچه تا این مرحله با اطمینان می‌توان گفت، این است که دولت آمریکا در جهان داستانی «سیلو»، حمله‌ای رادیولوژیک را به ایران نسبت داده و از آن برای آماده‌سازی یک عملیات نظامی استفاده کرده است؛ روایتی که خود سریال نشانه‌هایی جدی از جعلی‌بودن آن ارائه می‌دهد.
ایران؛ دشمنی که لازم نیست دیده شود
ایران‌هراسی در «سیلو» با شیوه آشنای نمایش خیابان‌های تهران، نیروهای نظامی ایرانی، پرچم جمهوری اسلامی یا شخصیت‌های فارسی‌زبان شکل نمی‌گیرد.
در دو قسمت نخست فصل سوم، ایران بیش از آنکه یک جغرافیا، ملت یا مجموعه‌ای از شخصیت‌های انسانی باشد، یک «نام امنیتی» است؛ نامی که در کنار بمب کثیف، عملیات نظامی، برنامه هسته‌ای، حمله پیش‌دستانه و خطر نابودی قرار می‌گیرد.
این همان تفاوت «سیلو» با نمونه‌های آشکارتری مانند «۳۰۰»، «بدون دخترم هرگز»، «آرگو»، «مامور مخفی» و سریال «تهران» است. در آثار پیشین، ایرانیان مستقیما در برابر دوربین قرار می‌گرفتند و با ویژگی‌هایی مانند خشونت، تعصب، جاه‌طلبی، سرکوب‌گری یا تهدید هسته‌ای شناخته می‌شدند؛ اما در «سیلو»، حتی نیازی به حضور شخصیت ایرانی نیست. نام ایران به‌تنهایی برای فعال‌کردن مجموعه‌ای از تصورات امنیتی در ذهن مخاطب کفایت می‌کند.
پژوهشی که سال ۲۰۲۴ در نشریه علمی «رسانه و ارتباطات جهانی» منتشر شد، بر همین اهمیت «لحظه‌های فرعی» مرتبط با ایران تأکید دارد؛ لحظاتی که در آثاری با موضوعی ظاهرا نامرتبط قرار می‌گیرند، اما از طریق تکرار تصویر ایران به‌عنوان «دیگری» تهدیدکننده، در شکل‌دهی ادراک عمومی نقش دارند. در «سیلو» نیز ایران موضوع اصلی داستان نیست، اما نام آن در حساس‌ترین بخش منشأشناسی سریال، یعنی نقطه آغاز زنجیره‌ای که به آخرالزمان می‌رسد، قرار گرفته است.
ایران‌هراسی یا نقد جنگ‌افروزی آمریکا؟
در نگاه نخست ممکن است افشای عملیات پرچم دروغین، «سیلو» را اثری ضدجنگ و منتقد سیاست خارجی آمریکا نشان دهد. این برداشت بی‌راه نیست. گراهام یوست، خالق و مدیر تولید مجموعه، خط داستانی مربوط به منشأ سیلوها را یک تریلر سیاسی دانسته و گفته است این بخش از سینمای توطئه‌محور دهه ۱۹۷۰ آمریکا، از جمله آثاری مانند «سه روز کندور» و «نمای پارالاکس»، الهام گرفته است. در چنین آثاری، دولت، نهادهای امنیتی و صاحبان قدرت، خود بخشی از توطئه‌اند.
اما انتقاد سریال از ساختار قدرت آمریکا، لزوما اثر ایران‌هراسانه انتخاب‌های روایی آن را از بین نمی‌برد. پرسش مهم این است که چرا برای باورپذیرکردن یک حمله ساختگی و آماده‌سازی افکار عمومی برای جنگ، باز هم نام ایران انتخاب شده است؟ چرا فیلمنامه فرض می‌کند اتهام حمله رادیولوژیک ایران به خاک آمریکا، بدون نیاز به توضیح طولانی برای مخاطب قابل پذیرش است؟
در واقع «سیلو» هم‌زمان دو پیام تولید می‌کند: در سطح آشکار، از دروغ‌پردازی دولت آمریکا و طراحی جنگ انتقاد می‌کند؛ اما در سطح ضمنی، ایران را کشوری معرفی می‌کند که نسبت‌دادن تروریسم هسته‌ای و حمله رادیولوژیک به آن، برای افکار عمومی غرب چندان دور از ذهن نیست. در این الگو، ایران ممکن است مجرم واقعی نباشد، اما همچنان «متهم مناسب» است.
این شیوه را می‌توان شکل جدیدی از ایران‌هراسی دانست؛ ایران‌هراسی‌ای که دیگر الزاما بر شخصیت ایرانی خشن یا شهروندان متعصب بنا نمی‌شود، بلکه از نام ایران به‌عنوان یک نشانه فوری خطر استفاده می‌کند. دشمن ممکن است در پایان بی‌گناه شناخته شود، اما پیوند اولیه میان نام ایران و آخرالزمان، پیش‌تر در ذهن مخاطب شکل گرفته است.
«سیلو»؛ اقتباسی آزاد از رمان‌های هیو هاوی
فصل سوم «سیلو» با الهام از رمان «شیفت»، دومین بخش از سه‌گانه هیو هاوی ساخته شده است؛ رمانی که به گذشته بازمی‌گردد و چگونگی ایجاد پناهگاه‌ها، نقش سیاستمداران آمریکایی و توطئه پشت نابودی جهان را توضیح می‌دهد. با این حال، سازندگان سریال در اقتباس تلویزیونی تغییرات متعددی ایجاد کرده‌اند؛ از ادامه حضور ژولیت در خط زمانی اصلی گرفته تا گسترش شخصیت هلن، داستان فراموشی و روایت موازی شارلوت.
بررسی تطبیقی فصل سوم با کتاب نشان می‌دهد بخش مهمی از خط فراموشی ژولیت و ساختار دوگانه روایت، از افزوده‌های نسخه تلویزیونی و سریال در بسیاری از جزئیات از مسیر رمان فاصله گرفته است، بنابراین نمی‌توان تمام انتخاب‌های مربوط به ایران، بمب کثیف و عملیات نظامی را صرفا به الزام وفاداری کامل به متن ادبی نسبت داد؛ این عناصر در فرایند اقتباس تلویزیونی انتخاب، گسترش یا بازآرایی شده‌اند.
البته نباید این خط داستانی را واکنشی فوری به تحولات روز دانست. نگارش فصل سوم مدت‌ها پیش از پخش آن انجام شده و تولید مجموعه نیز از سال ۲۰۲۴ آغاز شده بود. از این رو هم‌زمانی انتشار فصل سوم با اوج‌گیری دوباره تنش‌های مرتبط با ایران، بیش از آنکه نشانه تصمیمی لحظه‌ای باشد، بر بار سیاسی و حساسیت دریافت آن افزوده است.
از «شیرین وحشی» و «آرگو» تا «سیلو»
 در ۲۱ شهریور ۱۴۰۲ در گزارشی با عنوان «هالیوود علیه ایران؛ از شیرین وحشی تا تهران» روند بازنمایی منفی ایران در سینما و تلویزیون غرب را بررسی کرده بود؛ روندی که از نمایش رزمندگان ایرانی به‌عنوان نیروهایی خشن آغاز شد، با مخدوش‌کردن جامعه و خانواده ایرانی ادامه یافت و سپس به تصویرسازی از برنامه هسته‌ای ایران به‌عنوان تهدیدی برای امنیت جهان رسید.
«سیلو» را می‌توان نمونه تازه‌تری از همین پرونده دانست؛ با این تفاوت که این بار ایران نه موضوع اصلی اثر، بلکه قطعه‌ای به‌ظاهر کوچک در یک مجموعه علمی‌تخیلی و آخرالزمانی است. مجموعه‌ای که در ایران نیز مخاطب دارد، فصل‌های آن در پلتفرم‌های داخلی عرضه شده و نقدها و مطالب متعددی درباره جهان داستانی و معماهای آن در رسانه‌های فارسی‌زبان منتشر شده است.
این تغییر، اهمیت موضوع را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند اثرگذاری آن را افزایش دهد. مخاطبی که برای تماشای یک درام سیاسی درباره ایران سراغ اثری مانند «تهران» می‌رود، از پیش با موضوع و جهت‌گیری احتمالی آن آشناست؛ اما بیننده «سیلو» برای دنبال‌کردن معمایی درباره بقا، حافظه و جهان زیرزمینی وارد داستان می‌شود و ناگهان ایران را در جایگاه کشوری می‌بیند که به بمب رادیولوژیک، تهدید هسته‌ای و آغاز یک جنگ آخرالزمانی پیوند خورده است.
آخرالزمانی که با یک اتهام آغاز می‌شود
قضاوت نهایی درباره موضع «سیلو» در قبال ایران، پیش از انتشار هشت قسمت باقی‌مانده شتاب‌زده خواهد بود. ممکن است ادامه سریال آشکارتر از قسمت‌های نخست، دولت آمریکا را طراح بمب کثیف، عملیات پرچم دروغین و فاجعه نهایی معرفی کند. حتی در این صورت نیز یک پرسش رسانه‌ای پابرجا می‌ماند: چرا ایران برای ایفای نقش متهم اولیه انتخاب شده است؟
اهمیت فصل سوم «سیلو» در همین نقطه نهفته است. ایران‌هراسی همیشه با نمایش مستقیم ایرانیان، تحریف تاریخ یا ساختن شخصیت‌های شرور اتفاق نمی‌افتد. گاهی کافی است نام ایران در کنار بمب کثیف و پایان تمدن قرار گیرد؛ حتی اگر چند قسمت بعد مشخص شود که آن اتهام از ابتدا دروغ بوده است.
در این روایت، ایران شاید عامل آخرالزمان نباشد، اما نامش ابزاری برای امکان‌پذیرکردن آخرالزمان است؛ کشوری که می‌توان به آن اتهام زد، علیه آن جنگ به راه انداخت و با ترس ایجادشده از آن، بزرگ‌ترین پروژه کنترل انسان را توجیه کرد. این همان ایران‌هراسی به سبک جدید است؛ دشمنی که دیده نمی‌شود، اما سایه نامش بر تمام فاجعه سنگینی می‌کند.

به گزارش خبرگزاری میهن نوین، «سیلو» از جمله سریال‌های پرمخاطب سال‌های اخیر در ژانر علمی‌تخیلی و ویران‌شهری است؛ مجموعه‌ای که بر اساس سه‌گانه پرفروش هیو هاوی ساخته شده و داستان جامعه‌ای ۱۰ هزار نفره را روایت می‌کند که پس از نابودی ظاهری جهان، صدها سال است در پناهگاهی ۱۴۴ طبقه زیر زمین زندگی می‌کنند. هیچ‌یک از ساکنان دلیل ساخت سیلوها، هویت سازندگان و حقیقت جهان بیرون را نمی‌دانند و هرگونه پرسش درباره گذشته با مجازات و سرکوب روبه‌رو می‌شود.

فصل سوم این مجموعه از سوم ژوئیه ۲۰۲۶ ۱۲ تیر ۱۴۰۵ در اپل تی‌وی آغاز شده و قرار است در ۱۰ قسمت، تا چهارم سپتامبر منتشر شود. تا زمان تنظیم این گزارش در ۲۰ تیر ۱۴۰۵، تنها دو قسمت از فصل سوم در دسترس مخاطبان قرار گرفته است؛ بنابراین داوری درباره نتیجه نهایی خط داستانی ایران، باید با توجه به ادامه‌داشتن پخش مجموعه انجام شود. اپل در معرفی رسمی این فصل اعلام کرده است که روایت هم‌زمان در دو مقطع زمانی پیش می‌رود؛ یکی زمان حال ساکنان سیلو و دیگری بیش از سه قرن قبل، زمانی که یک خبرنگار و نماینده کنگره آمریکا به توطئه‌ای با پیامدهای فاجعه‌بار نزدیک می‌شوند.
نام ایران چگونه وارد «سیلو» شد؟
ورود مستقیم نام ایران به داستان، از دقایق پایانی فصل دوم آغاز شد. در این بخش، روایت ناگهان از آینده و فضای بسته سیلو خارج می‌شود و به واشنگتن پیش از وقوع فاجعه می‌رود. «هلن درو»، خبرنگار آمریکایی، با «دنیل کین»، نماینده تازه‌وارد کنگره ملاقات می‌کند و از او درباره احتمال حمله تلافی‌جویانه آمریکا به ایران می‌پرسد.
نکته تعیین‌کننده در این گفت‌وگو آن است که هلن نه‌تنها درباره برنامه آمریکا برای حمله به ایران، بلکه درباره اصل وقوع حمله رادیولوژیک نیز تردید می‌کند. او می‌پرسد آیا واقعا حمله‌ای با سلاح رادیولوژیک علیه ایالات متحده رخ داده و آیا ایران حقیقتا مسئول آن بوده است؟ دنیل از پاسخ‌دادن طفره می‌رود و محل ملاقات را ترک می‌کند. بنابراین سریال از همان ابتدا، در کنار مطرح‌کردن نام ایران، نسبت به روایت رسمی دولت آمریکا نیز علامت سؤال می‌گذارد.
فصل سوم این خط داستانی را گسترش می‌دهد. در قسمت نخست، «شارلوت کین»، خواهر دنیل و خلبان نیروی دریایی آمریکا، برای مشارکت در عملیاتی علیه ایران انتخاب می‌شود؛ عملیاتی که ظاهرا پاسخی به «بمب کثیف» منتسب به ایران است. جنگنده‌های آمریکایی در مسیر مأموریت با توده‌ای ناشناخته و شبیه ذرات یا فناوری نانو برخورد می‌کنند، سقوط می‌کنند و شارلوت به‌عنوان تنها بازمانده، حافظه خود را از دست می‌دهد. در همین حال دنیل نیز به کمیته‌ای وارد می‌شود که حمله منتسب به ایران و پاسخ نظامی آمریکا را بررسی می‌کند.
در قسمت دوم، روایت یک گام مهم به جلو برمی‌دارد. هلن مدعی می‌شود بمب کثیف، عملیاتی با «پرچم دروغین» بوده است؛ اقدامی که مسئولیت آن به ایران نسبت داده شده تا زمینه سیاسی و افکار عمومی برای جنگ فراهم شود. او همچنین می‌گوید مأموریت شارلوت ظاهرا ارتباط روشنی با برنامه هسته‌ای ایران نداشته و استفاده از سامانه‌های ارتباطی قدیمی و غیرقابل نفوذ در جنگنده‌ها، بخشی از یک عملیات پنهانی بزرگ‌تر بوده است. هم‌زمان مشخص می‌شود فراموشی شارلوت نیز صرفا پیامد سقوط هواپیما نیست و پزشک معالج او قادر است خاطرات بیماران را به‌صورت گزینشی حذف یا بازگرداند.
بر این اساس، گزاره‌ای مانند «ایران با انفجار بمب کثیف باعث ساخته‌شدن سیلوها شد» هنوز از نظر روایی قابل اثبات نیست. آنچه تا این مرحله با اطمینان می‌توان گفت، این است که دولت آمریکا در جهان داستانی «سیلو»، حمله‌ای رادیولوژیک را به ایران نسبت داده و از آن برای آماده‌سازی یک عملیات نظامی استفاده کرده است؛ روایتی که خود سریال نشانه‌هایی جدی از جعلی‌بودن آن ارائه می‌دهد.
ایران؛ دشمنی که لازم نیست دیده شود
ایران‌هراسی در «سیلو» با شیوه آشنای نمایش خیابان‌های تهران، نیروهای نظامی ایرانی، پرچم جمهوری اسلامی یا شخصیت‌های فارسی‌زبان شکل نمی‌گیرد.
در دو قسمت نخست فصل سوم، ایران بیش از آنکه یک جغرافیا، ملت یا مجموعه‌ای از شخصیت‌های انسانی باشد، یک «نام امنیتی» است؛ نامی که در کنار بمب کثیف، عملیات نظامی، برنامه هسته‌ای، حمله پیش‌دستانه و خطر نابودی قرار می‌گیرد.
این همان تفاوت «سیلو» با نمونه‌های آشکارتری مانند «۳۰۰»، «بدون دخترم هرگز»، «آرگو»، «مامور مخفی» و سریال «تهران» است. در آثار پیشین، ایرانیان مستقیما در برابر دوربین قرار می‌گرفتند و با ویژگی‌هایی مانند خشونت، تعصب، جاه‌طلبی، سرکوب‌گری یا تهدید هسته‌ای شناخته می‌شدند؛ اما در «سیلو»، حتی نیازی به حضور شخصیت ایرانی نیست. نام ایران به‌تنهایی برای فعال‌کردن مجموعه‌ای از تصورات امنیتی در ذهن مخاطب کفایت می‌کند.
پژوهشی که سال ۲۰۲۴ در نشریه علمی «رسانه و ارتباطات جهانی» منتشر شد، بر همین اهمیت «لحظه‌های فرعی» مرتبط با ایران تأکید دارد؛ لحظاتی که در آثاری با موضوعی ظاهرا نامرتبط قرار می‌گیرند، اما از طریق تکرار تصویر ایران به‌عنوان «دیگری» تهدیدکننده، در شکل‌دهی ادراک عمومی نقش دارند. در «سیلو» نیز ایران موضوع اصلی داستان نیست، اما نام آن در حساس‌ترین بخش منشأشناسی سریال، یعنی نقطه آغاز زنجیره‌ای که به آخرالزمان می‌رسد، قرار گرفته است.
ایران‌هراسی یا نقد جنگ‌افروزی آمریکا؟
در نگاه نخست ممکن است افشای عملیات پرچم دروغین، «سیلو» را اثری ضدجنگ و منتقد سیاست خارجی آمریکا نشان دهد. این برداشت بی‌راه نیست. گراهام یوست، خالق و مدیر تولید مجموعه، خط داستانی مربوط به منشأ سیلوها را یک تریلر سیاسی دانسته و گفته است این بخش از سینمای توطئه‌محور دهه ۱۹۷۰ آمریکا، از جمله آثاری مانند «سه روز کندور» و «نمای پارالاکس»، الهام گرفته است. در چنین آثاری، دولت، نهادهای امنیتی و صاحبان قدرت، خود بخشی از توطئه‌اند.
اما انتقاد سریال از ساختار قدرت آمریکا، لزوما اثر ایران‌هراسانه انتخاب‌های روایی آن را از بین نمی‌برد. پرسش مهم این است که چرا برای باورپذیرکردن یک حمله ساختگی و آماده‌سازی افکار عمومی برای جنگ، باز هم نام ایران انتخاب شده است؟ چرا فیلمنامه فرض می‌کند اتهام حمله رادیولوژیک ایران به خاک آمریکا، بدون نیاز به توضیح طولانی برای مخاطب قابل پذیرش است؟
در واقع «سیلو» هم‌زمان دو پیام تولید می‌کند: در سطح آشکار، از دروغ‌پردازی دولت آمریکا و طراحی جنگ انتقاد می‌کند؛ اما در سطح ضمنی، ایران را کشوری معرفی می‌کند که نسبت‌دادن تروریسم هسته‌ای و حمله رادیولوژیک به آن، برای افکار عمومی غرب چندان دور از ذهن نیست. در این الگو، ایران ممکن است مجرم واقعی نباشد، اما همچنان «متهم مناسب» است.
این شیوه را می‌توان شکل جدیدی از ایران‌هراسی دانست؛ ایران‌هراسی‌ای که دیگر الزاما بر شخصیت ایرانی خشن یا شهروندان متعصب بنا نمی‌شود، بلکه از نام ایران به‌عنوان یک نشانه فوری خطر استفاده می‌کند. دشمن ممکن است در پایان بی‌گناه شناخته شود، اما پیوند اولیه میان نام ایران و آخرالزمان، پیش‌تر در ذهن مخاطب شکل گرفته است.
«سیلو»؛ اقتباسی آزاد از رمان‌های هیو هاوی
فصل سوم «سیلو» با الهام از رمان «شیفت»، دومین بخش از سه‌گانه هیو هاوی ساخته شده است؛ رمانی که به گذشته بازمی‌گردد و چگونگی ایجاد پناهگاه‌ها، نقش سیاستمداران آمریکایی و توطئه پشت نابودی جهان را توضیح می‌دهد. با این حال، سازندگان سریال در اقتباس تلویزیونی تغییرات متعددی ایجاد کرده‌اند؛ از ادامه حضور ژولیت در خط زمانی اصلی گرفته تا گسترش شخصیت هلن، داستان فراموشی و روایت موازی شارلوت.
بررسی تطبیقی فصل سوم با کتاب نشان می‌دهد بخش مهمی از خط فراموشی ژولیت و ساختار دوگانه روایت، از افزوده‌های نسخه تلویزیونی و سریال در بسیاری از جزئیات از مسیر رمان فاصله گرفته است، بنابراین نمی‌توان تمام انتخاب‌های مربوط به ایران، بمب کثیف و عملیات نظامی را صرفا به الزام وفاداری کامل به متن ادبی نسبت داد؛ این عناصر در فرایند اقتباس تلویزیونی انتخاب، گسترش یا بازآرایی شده‌اند.
البته نباید این خط داستانی را واکنشی فوری به تحولات روز دانست. نگارش فصل سوم مدت‌ها پیش از پخش آن انجام شده و تولید مجموعه نیز از سال ۲۰۲۴ آغاز شده بود. از این رو هم‌زمانی انتشار فصل سوم با اوج‌گیری دوباره تنش‌های مرتبط با ایران، بیش از آنکه نشانه تصمیمی لحظه‌ای باشد، بر بار سیاسی و حساسیت دریافت آن افزوده است.
از «شیرین وحشی» و «آرگو» تا «سیلو»
 در ۲۱ شهریور ۱۴۰۲ در گزارشی با عنوان «هالیوود علیه ایران؛ از شیرین وحشی تا تهران» روند بازنمایی منفی ایران در سینما و تلویزیون غرب را بررسی کرده بود؛ روندی که از نمایش رزمندگان ایرانی به‌عنوان نیروهایی خشن آغاز شد، با مخدوش‌کردن جامعه و خانواده ایرانی ادامه یافت و سپس به تصویرسازی از برنامه هسته‌ای ایران به‌عنوان تهدیدی برای امنیت جهان رسید.
«سیلو» را می‌توان نمونه تازه‌تری از همین پرونده دانست؛ با این تفاوت که این بار ایران نه موضوع اصلی اثر، بلکه قطعه‌ای به‌ظاهر کوچک در یک مجموعه علمی‌تخیلی و آخرالزمانی است. مجموعه‌ای که در ایران نیز مخاطب دارد، فصل‌های آن در پلتفرم‌های داخلی عرضه شده و نقدها و مطالب متعددی درباره جهان داستانی و معماهای آن در رسانه‌های فارسی‌زبان منتشر شده است.
این تغییر، اهمیت موضوع را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند اثرگذاری آن را افزایش دهد. مخاطبی که برای تماشای یک درام سیاسی درباره ایران سراغ اثری مانند «تهران» می‌رود، از پیش با موضوع و جهت‌گیری احتمالی آن آشناست؛ اما بیننده «سیلو» برای دنبال‌کردن معمایی درباره بقا، حافظه و جهان زیرزمینی وارد داستان می‌شود و ناگهان ایران را در جایگاه کشوری می‌بیند که به بمب رادیولوژیک، تهدید هسته‌ای و آغاز یک جنگ آخرالزمانی پیوند خورده است.
آخرالزمانی که با یک اتهام آغاز می‌شود
قضاوت نهایی درباره موضع «سیلو» در قبال ایران، پیش از انتشار هشت قسمت باقی‌مانده شتاب‌زده خواهد بود. ممکن است ادامه سریال آشکارتر از قسمت‌های نخست، دولت آمریکا را طراح بمب کثیف، عملیات پرچم دروغین و فاجعه نهایی معرفی کند. حتی در این صورت نیز یک پرسش رسانه‌ای پابرجا می‌ماند: چرا ایران برای ایفای نقش متهم اولیه انتخاب شده است؟
اهمیت فصل سوم «سیلو» در همین نقطه نهفته است. ایران‌هراسی همیشه با نمایش مستقیم ایرانیان، تحریف تاریخ یا ساختن شخصیت‌های شرور اتفاق نمی‌افتد. گاهی کافی است نام ایران در کنار بمب کثیف و پایان تمدن قرار گیرد؛ حتی اگر چند قسمت بعد مشخص شود که آن اتهام از ابتدا دروغ بوده است.
در این روایت، ایران شاید عامل آخرالزمان نباشد، اما نامش ابزاری برای امکان‌پذیرکردن آخرالزمان است؛ کشوری که می‌توان به آن اتهام زد، علیه آن جنگ به راه انداخت و با ترس ایجادشده از آن، بزرگ‌ترین پروژه کنترل انسان را توجیه کرد. این همان ایران‌هراسی به سبک جدید است؛ دشمنی که دیده نمی‌شود، اما سایه نامش بر تمام فاجعه سنگینی می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *